درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٢٣ - قوله فاذا نفى عنه الشبهين شبه الابدان و شبه الارواح فقد عرف الله بالله
مقام صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ بودهاند.
ولى ساير طبقات نفوس بشرى كه هر يك امتياز خاص وجودى نداشتهاند بلكه فقط اشعه و پرتوى بوده كه كمال وجودى هر يك از نفوس بشرى عادى بآنست كه در نظام وجود هر يك بحد وجودى خاصى اختصاص يابند و بهرهاى از وجود پرتوى و ظلى خود داشته باشند و بهره كمال وجودى فقط منحصر در آن است كه هر يك از نفوس بشرى از افق اعلى تنزل داده شود و بعالم طبع بسمت رياست و تدبير از طريق وجود تعلقى بهرمند شوند.
بالاخره كمال نفوس بشرى بآنست كه سهم بيشترى از وجود و نورانيت هستى بهرمند شوند و فقط از طريق تنزل و تعلق بعالم طبع و بجنين است كه بوسيله اين گونه وجود تعلقى در نظام وجود كه مرتبه عالى و در طول وجود ظلى و پرتوى است در مسير استكمال كه غرض از نظام خلقت است وارد شوند و با نيروى قدرت و اختيار و سعى در مقام كسب كمال و فضيلت برآيند و سهم بيشترى زياده بر تصور هر يك از حيات حقيقى و نورانيت ابدى در مقام رفيع بدست آورند.
بديهى است تدبير نظام خلقت در رفيع اعلى منهاى عالم طبع بىمحتوا خواهد بود.
توضيح در باره اتحاد روح يعنى نفس ناطقه با بدن عنصرى آنست كه در ماده تناسلى نيروى رشد و نبات نهاده شده و آن نيرو و نطفه را باذن حق تعالى بصورت علقه و مضغه و عظام و استخوان درآورده آنها را بگوشت بپوشاند تا آنجا كه نيروى رشد نباتى و حركت رستنى كه در ماده تناسلى نهاده شده در اثر حركت و رشد بمقامى برسد و آماده شود كه روح و نفس ناطقه بآن ماده يعنى جنينى دميده شود در آن هنگام جنين نيروى رشد نباتى بوده چنانچه ساعتى و يا كمتر دميدن روح يعنى نفس ناطقه بجنين بتأخير افتد نيروى نباتى و رشد خود را از دست داده ديگر قابل حيات نخواهد بود روح كه به جنين دميده شود عهده دارد