درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٨١ - قال قلت يزعمون انه بصير على ما يعقلونه قال فقال تعالى الله انما يعقل ما كان بصفة المخلوق و ليس الله كذلك
آنها احاطه شهودى دارد. بصيرت و احاطه بر شئون موجودات و تشخصات آنها پرتوى از علم بسيط مجهول الكنه اوست.
و نيروى تعقل كه به ساحت قدس ربوبى نسبت دادهاند باطل است از نظر اينكه تعقل حد كمال علم و ادراك كامل بشرى است كه پس از تصور و تصديق بصورت قضيه جزئيه در مىآيد.
اين حد علم امكانى است نه علم واحد حقيقى بسيط و همه موجودات از كليات و جزئيات آنها كه پيوسته متغيرند، در حيطه شهود كبريائى خواهند بود و از ازل بذات كبريائى خود و همچنين بر همه موجودات احاطه شهودى و علمى داشته است نه بطور انفعال و حصولى و يا ارتسامى بلكه از شئون علم بذات و حريم كبريائى خواهد بود. و لازم آن علم ازلى به موجودات امكانى است.
و قول باينكه علم حريم كبريائى از پرتو احاطه علمى به قضاياى جزئيه است لازم فاسد آن آنست كه علم حاصل از خارج و زائد بر ذات قدس ربوبى باشد و تعقل مرتبه كمال ادراك است و اين قول منافى با صفات وجود واجب كه صفات او عين ذات خواهد بود.
خلاصه علم ساحت قدس كبريائى علم بسيط نهايت بساطت و ازلى است كه بر شئون نامتناهى و تشخصات موجودت و بر همه آنها احاطه داشته و دارد، بدون اينكه زائد بر ذات قدس باشد.
بالاخره علم بذات قدس كبريائى و به وحدت حقيقى و بسيط آن عين علم و احاطه و قيوميت بر موجودات است.
(و الحمد للَّه زنة عرشه)