درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٤٥ - (شرح)
حق تعالى است و غرض از نظام خلقت هستند و هم چنين مع الخلق هستند از نظر اينكه هم هر زمان با مردم بايد تماس داشته باشند تا بتوانند مكتب توحيد را بنا گذارند و عموم مردم را به پيروى از برنامه توحيد دعوت نمايند و بعد الخلق خواهند بود از نظر اينكه محصول و غرض اصلى از خلقت هستند.
براى توضيح بيشترى مقدمهاى ذكر مىشود وجود نيز دو قسم است وجود لنفسه في نفسه و ديگر وجود في نفسه بغيره دومى مانند اعراض و صورتهاى مادى كه وجود آنها عين وجود آنها در موضوع آنها است و وجود بنفسه في نفسه عبارت از جواهر مفارقه است و چه بسا جواهر مفارقه صفتى بر آنها عارض شود و معرض قرار گيرند.
هم چنان كه نفس ناطقه بشريت كه وجود بنفسها كه وجود حقيقى آنها است و وجود آنها نسبت ببدن عنصرى كه وجود نسبى آن شناخته مىشود عبارت از صفت نفسيت و تدبير احاطه آنها نسبت ببدن است و چنانچه علاقه تدبير نفس و روح از بدن قطع شود فقط جنبه نفسيت و رابطه تدبير آن قطع شده و پايان يافته و وجود حقيقى كه از آن تعبير بروح مىشود باقى و مستقل خواهد بود.
زيرا وجود نسبى آن جزء وجود حقيقى او نبوده است بهمين قياس منصب رسالت و امامت در رسول و امام وجود نسبى و عارضى است و از آن حجيت و وساطت از جانب حق تعالى در باره جامعه بشر است و در همه عوالم آثارى درخشان بر وجود آنها مترتب خواهد بود.
بر اين اساس حجت چه رسول باشد و يا امام و وصى رسول وجود آنان قبل الخلق است از نظر اينكه وسائط فيوضات ربوبى هستند و از نظر سبقت وجودى كه در عالم الست داشتهاند و در مقام اقرار بربوبيت ساحت كبريائى سبقت نمودهاند و بر فرشتگان نيز سبقت جستهاند و امتياز ذاتى و وجودى بر فرشتگان و قدسيان دارند تا چه رسد بسلسله بشر و صفت آنان نيز مع الخلق است از نظر اينكه از