درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠٣ - شقاوت و سعادت كمونى و اكتسابى است
مىنمايد حالا كه مرا بمقام مطروديت و محكوميت نايل فرمودى و مرا مورد لعن و طرد كبريائى خود قرار دادى و من باين مقام عالى نائل آمدهام با خالق جهان بمبارزه برخاسته و بآرزوى خود و مقام عناد رسيدهام همين سمت پليدى و تيره بختى مرا ادامه بده و مدت آن را الى الابد و روز قيامت مقرر فرما و مرا باين سمت كه معرفى فرمودى بطور دائم با اين سمت باشم و هرگز در اين مقام محروم نشوم ساحت كبريائى باو وعده فرمود.
استفاده مىشود كه ابليس بر ذالت و شقاوت ذاتى و درونى خود راضى و بدان افتخار مينمايد و از نظر دنائت و شقاوت ذاتى و پستى كمون خود باين امر راضى مينمايد و پس از اينكه باين مقام مبارزه و مطروديت نايل شده ادامه آن را نيز مسألت مىنمايد.
بالاخره از جمله فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ نكاتى استفاده مىشود كه ابليس و پيروان مكتب او بيگانگان و كفار و مشركين در روان آنها رذالت و پليدى آميخته شده است و ماهيات آنان پست و پليد و تيره بخت هستند و همين پليدى و شقاوت را خواهان هستند و بدون اينكه از آن اظهار نارضايتى بنمايد بلكه نهايت آمال و آرزوى آنان نيل بمقام شقاوت و پليدى بوده است.
خلاصه ابليس با همه معلومات او كه از مقام احتجاج او استفاده مىشود از همه اين كمالات و فضايل رسولان صرف نظر نموده و خود را بر همه آنان برتر و افضل معرفى مىنمايد همه اين حقايق را بطور عناد و مكابره انكار مىنمايد و مبارزه خود را با ساحت كبريائى ارج مىنهد و آن را مقامى كامل براى خود مىپندارد و شاهد آنست كه از ساحت كبريائى درخواست مينمايد كه اين مقام مبارزه و محكوميت و مطروديت را ادامه دهد تا هنگام قيامت و عالم بعث.
و در جمله فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ اين درخواست تيره بختى و محكوميت و مطروديت ابليس مورد پذيرش قرار گرفت و با قيد تا وقت