درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠٤ - شقاوت و سعادت كمونى و اكتسابى است
معلوم كه براى ابليس مجهول است و شاهد آنست كه ابليس كه پيشواى تيره بختان و كفار و بيگانگان است به تيره بختى و پليدى خود و رذالت ذاتى خود ميبالد و بآن افتخار مىنمايد و درخواست ادامه اين منصب مبارزه را براى هميشه خواهان است.
شاهد قطعى است كه بر حسب ذات رذالت وجودى خودخواهان مطروديت و محكوميت است آن را موافق روح پليد خود ميداند و ادامه آن را از ساحت كبريائى خواهان است.
بالاخره استفاده مىشود كه بطور كلى هر فردى از اشقياء و تيره بختان بطور طبع پليد و پست خواهان ادامه شقاوت خود هستند و هر يك زياده بر اينكه بصفت شقاوت و پليدى روح و روان خود راضى و خوشنود است و بآن نيز افتخار مينمايد ادامه آن را نيز خواهان است هم چنان كه بكفار و بيگانگان اعلام شود كه به خداپرستى بگروند بطور تحقيق امتناع خواهند نمود و هرگز باعتراض مسلمانان بآنان گوش فرا نخواهند داد و به كفر و شرك و مخالفت خود با خداپرستى افتخار ميورزند بعبارت ديگر حكمت خلق و ايجاد ابليس پليد آنست كه از جمله موجودات و مخلوقاتى است كه خالق و غايت و باز گشت او حق تعالى است كه ذات او منبع فيوضات است كه همه موجودات را از فيض وجود بهرهمند ميفرمايد و هر موجود و ماهيات قابل از فيض وجود او بهرهمند خواهند بود و هر قابلى از فيض هستى بهرمند است.
و اما از نظر اينكه ابليس موجود ناپيدا و پليد و ظلمانى و شرير و منبع شقاوت و خباثت است اين جنبه ذاتى او قابل جعل و خلق و آفرينش نيست بلكه از لوازم هويت پليد كه پستترين نفوس و موجودات امكانى است و جرم پست و نارى و آتشين و پليد كه انانيت و استكبار او منبع همه شقاوتها خواهد بود.
ابليس بخباثت و پليدى و استكبار و شقاوت خود فخر نموده و شاهد قطعى