درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٠٧ - قوله حكم الله تعالى لا يقوم له احد من خلقه بحقه
بالاخره نفس حركات جوارح كه از آن فعل اختيارى تعبير مينمائيم هيچ گونه تأثيرى در روح نيروى ادراكى و موهبت غيبى نخواهد داشت زيرا روح و نفوس بشرى مجرد است.
روح و نفس متعلق ببدن عنصرى حقيقت انسانى است و اعضاء و جوارح درونى و بيرونى قواى عمل او هستند روح جوهر عقلى و نفس تعلقى است در اثر كسب ملكات فاضله باوج قدرت و عظمت ميرسد و در اثر كسب رذايل بحضيض مذلت سقوط مينمايد و چنانچه بر حسب فطرت خدا داده و در مقام تحكيم رابطه با ساحت قدس ربوبى و التزام قلبى باداء وظايف عبوديت و سپاس از نعمت برآيد.
حق تعالى بر حسب مسألت او و پاسخ درخواست او را كمك كند و نور معرفت و توفيق قيام باداء وظايف دينى را باو موهبت فرمايد و او را بمقصد و سعادت رهبرى نمايد در اين پيمودن طريق سعادت هر چه را نياز دارد و بر حسب مسألت حالى و ذاتى او به او ارزانى فرمايد و در دسترس او گذارد و در ادامه بقيام وظايف دينى ملكات فاضله و اخلاق نيكو كسب مينمايد و در اثر رسوخ ملكات فاضله در روان سبب ثبات و استقامت ايمان و رابطه عبوديت او با حق تعالى خواهد شد و از طريق اداء وظايف دينى و قيام باعمال صالحه مانند التزام بفريضه پنجگانه و صوم ماه رمضان و ساير واجبات عبادى كسب نورانيت نموده سبب ثبات و استقامت ايمان و نيروى تقواى او خواهد شد و روح در اثر نورانيتى كه از ايمان و استقامت كسب كند و در آن رسوخ نمايد روح ارتقاء و نورانيت يافته از جمله موجودات شريف و بمنزله فرشتگان عنصرى و جوهر عقلى خواهد بود.
روح در اثر تدبير و اينكه اعضاء خود را بحركت درآورد و در مقام اداء وظايف دينى با سختى و مشقتها روبرو شود از نظر رابطه عبوديت بر آن سختيها صبر نمايد و بالاخره با سختى قيام بوظايف الهى نمايد ملكه صبر و انقياد براى او حادث مىشود از اين طريق روح ايمان و رابطه عبوديت با حق تعالى تحكيم يافته