درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١١ - شرح
طبع نيز داراى نيروى ادراك و شعور و حيات مخصوصى خواهند بود بر حسب منطق آيه وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ و نظر باينكه غرض از نظام عالم قيامت و ابديت آن از نظر آنست كه ارواح بشرى ودائع الهى بالذات و ابدى است و غير قابل فناء و نابودى است.
بدين جهت براى زندگى كامل بشر زندگى حيات حقيقى و صفاء و نورانيت كامل بتبع بشر عالم طبع نيز در اثر سير تكاملى خود پس از پايان و انقراض عالم طبع لا محاله بصورت حقيقت و نورانيت و حيات زياده خواهد در آمد تا اينكه بشر بزندگى ابدى خود ادامه دهد بالاخره عوالم طبع و برزخ و قيامت بر اساس زندگى بشرى است كه بالذات دائم و باقى خواهد بود بر اين اساس بايد عالم طبع بر اساس حركت و تحول و بىخبرى باشد كه بشر در اثر زندگى در اين عالم طبع بىخبرى و عالم غيب و نهانى بسير و تكامل خود ادامه دهد و روح و بدن خود را آماده براى زندگى بالاتر و ادراك و تعقل زياده نموده در عالم آخرت كه آخرين عوالم و محصول جهان طبع است بزندگى ارجدارترى و حيات ابدى نايل آيد و دست يابد و بر حسب كريمه وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها در اثر زلزله آنچه در درون زمين از اجزاء ابدان بشر پنهان است بيرون پرتاب خواهد شد و خاك اجزاء بدن انسانى را از جمله ذخائر معرفى فرموده است.
و از كريمه وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ استفاده مىشود كه هر موجودى در عالم آخرت داراى نيروى روح و حيات بالذات خواهد بود بر اين اساس بدن و موجودى نخواهد بود كه فاقد حيات باشد بخلاف موجودات عالم طبع كه همه موجودات آن بر اساس بىخبرى از خود و بدون ادراك ميباشند و اعضاء و اجزاء بدن عنصرى انسانى نيز كه داراى حيات و ادراك است بطور عارضى و زايد و پرتوى از تدبير روح است و پس از قطع رابطه تدبيرى روح از بدن حس و ادراك آن زايل شده بصورت جسد مردارى خواهد در آمد.