درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣١٨ - قوله فاذا نفى عنه الشبهين شبه الابدان و شبه الارواح فقد عرف الله بالله
مقام نفسيت خواهد شد و صفت نفسيت و تعلق كمال و رشد نيروى غيبى است كه نازلترين مرتبه تجرد بوده و جز خودشناسى مقام وجودى نداشته است.
و منافات ندارد كه در كمون نيروى غيبى و نفس قدرت و احاطه علمى زياده بر تصور نهاده شده كه در طى زندگى از طريق حواس بتواند استفاده نمايد و حقائق بيشمارى را ادراك نمايد و بآنها آگهى بيابد و بر قدرت ذاتى و احاطه علمى و شهودى خود بيفزايد تا آنجا كه از تعلق و ارتباط و تدبير بدن عنصرى خود بىنياز گردد و خودكفا شود و باذن حق سبحانه رابطه روح از بدن قطع شود.
از جمله اشكال كه بر اين نظر گفته شده آنست كه با فرض تجرّد روح و عظمت و احاطه آن چگونه تنزل داده شده و بعالم طبيعت و ماده كه عالم بىخبرى است تعلّق يافته است و محكوم به سير انحطاطى شده كه امكان ناپذير است.
پاسخ آنست كه نفوس بشرى كه از افق اعلى و عوالم ذر و الست بوجود ظلى خود ميزيسته و براى تكميل و سير كمالى آنها ناگزير بايد با عالم طبع تماس بگيرد و آنچه در درون هر يك از نفوس هر چه هست بظهور برسد لا محاله بايد از مقام رفيع تنزل داده شود و بعالم طبع تماس و تعلق بيابد و منافات ندارد كه تعلق بعالم ماده سير كمالى نفس كه فاقد هر گونه ادراك و جنبه تجرد است بلحاظى تنزّل گفته شود از نظر اينكه از افق اعلى شرف صدور يافته و در عوالم علوى ميزيسته ولى از نظر هيولا و اينكه فاقد هر گونه مرتبه تجرد و صفاء و نورانيّت فعلى بوده تعلق نفس به جنين از جمله سير كمالى آن معرفى مىشود باينكه نيروى نباتى و رشد و حركتى كه در ماده تناسلى هست در اثر اتصال و ارتباط با نيروى غيبى ناطقه بمنزله قوه انفعال و پذيرش باشد و از تعلق به بدن وحدتى و اتصال خاصى پديد بيايد باينكه نيروى نباتى جنين