درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٠٤ - قوله و السامع العاصى لا حجة له
روايت نسبت به امام اهل بيت عليهم السّلام از نظر مقام ولايت و وصايت و نظارت بر مكتب قرآن كه اينها لوازم حجيت آنها است از اين نظر تعبير نموده باينكه حجت به پيشگاه ربوبى هر يك از آنان تمام است يعنى مورد سؤال و يا مؤاخذه بطور اولى قرار نخواهد گرفت، زيرا حجت و ولايت بر مكتب قرآن بسبب نفوذ قول و حجيت گفتار و رفتار آنان بر عموم مردم خواهد بود. بالأخره واسطه در ثبوت سعادت براى پيروان خود هستند و اين لازم تماميت حجيت هر يك از اهل بيت عليهم السّلام است.
و آنچه از روايت استفاده مىشود، آنست كه ركن نجاح و رهائى از مؤاخذه و استحقاق عقوبت بر دو امر استوار است.
يكى سماع و پذيرش دعوت قرآن كريم و اعتقاد به اصول توحيد و تعليم احكام و وظايف الهى است.
و ديگر قيام به اداء وظايف و اطاعت اوامر الهى و بالأخره پيروى از برنامه اعتقادى و عملى مكتب قرآن كه بر اساس نظارت و تعليمات اهل بيت عليهم السّلام نهاده شده و سبب نجاح و رهائى آنان از مؤاخذه خواهد بود، فقط عنوان سماع دعوت قرآن باصول اعتقادى و ديگر قيام باداء وظايف و اطاعت ساحت كبريائى و اينكه اهل بيت امام و پيشوا بوده و تعليمات آنان همان بيان احكام الهى است نتيجه اينكه مفاد
(السامع المطيع)
بطور اطلاق است كه هيچ مورد عصيان نداشته باشد و گر نه نسبت به آن مورد عصيان مورد مؤاخذه قرار خواهد گرفت و همچنين سامع عاصى يعنى اهل ايمان كه دعوت قرآنى را پذيرفته ولى بطور اطلاق و يا در بعض موارد عصيان نموده به همان قدر عصيان مورد مؤاخذة قرار خواهد گرفت از نظر اينكه در باره گناهان خود حجت ندارد و مسئوليت خواهد داشت.
مفاد روايت بيان آنست كه در باره امام و اهل بيت عليهم السّلام اثبات حجت نموده