درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٠١ - قوله و هو سره
هم چنين اهل معصيت در اثر تخلف هر فريضه شاهد آنست كه التزام باطاعت از وظايف دينى ندارد بلكه التزام قلبى و عملى ترك فريضه و قيام بمبارزه با ساحت ربوبى نموده است و اين شاهد آنست كه صورت علمى و اعتقادى انسانى ضد ايمان و ضد اطاعت از وظايف دينى است و همين كفر و عناد است نتيجه اينكه اداء وظايف دينى و اعمال صالحه فقط شاهد بر التزام اعتقادى و اطاعت عملى و جوارحى است و آنچه بالذات و بطور حقيقت سعادت حقيقى است همان ايمان قلبى باصول توحيد و نيز التزام قلبى باطاعت اين دو ركن ايمان و سعادت و از شئون روح و قلب انسانى است و شدت نيروى ايمان و تقوى انسانى را باوج قدس ميرساند هم چنين ركن شقاوت كفر اعتقادى و انكار عملى عدم اداء وظايف عبادى است و شاهد آن ترك تدريجى عملى وظايف و التزام به گناهان است.
خلاصه آنست كه سبب تام سعادت و هم چنين سبب تام شقاوت يعنى اعمال جوارحى و حركات و اعراض نيست و عرض حقيقت انسانى را تغيير نخواهد و روح انسانى را بعالم قدس و يا ترك وظيفه انسانى را بحضيض عقوبت ابدى نخواهند افكند بلكه همان نيروى اعتقاد بدو ركن ايمان و ملكه راسخ هر دو و دليل آن قيام باطاعت و اداء وظايف دينى است و اين ملكه راسخ روح انسانى را باوج عظمت و قدس ميرساند و در صف فرشتگان قرار ميدهد.
و همين ملكه استوار بدو ركن ايمان و اطاعت عبارت از خلود در سعادت و ثبات و استقامت در ايمان و نيز التزام به لوازم آن از اطاعت و اداء وظايف دينى است كه انسانى را خلود در سعادت و استحقاق نعمتها ابدى زياده بر تصور خواهد نمود و سبب تحقق اين مرتبه كامل از ايمان و سعادت همانا مسألت مرموز از حق تعالى است و نيز تقويت روح ايمان و التزام باطاعت كه حق تعالى بطور تجدد امثال بيشمار هر لحظه باو موهبت فرموده است.