درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٠٤ - قوله عليه السلام و هو معنى شاء ما شاء و هو سره
بشر است مانند تابش نور به جسمى كه خود را معرض استفاده از نور و حرارت قرار ميدهد.
بالاخره حق تعالى هرگز خواسته خود را تحميل بر بشر نخواهد فرمود زيرا منافى با نيروى اختيار است بلكه از نظر آزمايش و نيروى اختيار كه به بشر موهبت فرموده است هر چه را بشر خواهان آن باشد بر حسب وسيله مرموز و مسألت وجودى و ذاتى بشر حق تعالى همان را خواسته است و مورد مشيت و قضاء و تقدير حق تعالى قرار گرفته است فرق در آنست كه نسبت باعمال صالحه خواسته بشر را خواسته و نيز بآن رضايت داده و تجويز فرموده است زيرا چنانچه مورد مشيت قاهره نبود محال است كه بوجود بيايد و از آن تعبير باذن بطور اطلاق مىشود.
ولى نسبت باعمال طالح و گناهان در اين مورد نيز خواسته بشر را خواسته از نظر آزمايش و اينكه بشر مخلى بطبع خود بايد با كمال قدرت معرض آزمايش قرار گيرد ولى از نظر قبح گناه از آن نهى اكيد فرموده و او را مورد مجازات قرار داده است بالاخره مشيت و خواسته حق تعالى بطور كلى پاسخ مثبت درخواست روانى بشر است كه او را بمعرض آزمايش و حركت وجودى قرار دهد و هرگز مشيت حق تعالى تحميل بر بشر نخواهد بود يعنى در اثر مشيت قاهره حق تعالى سبب شود كه بشر نيز مشيت روانى او صادر شود و اقدام بعمل نمايد بر خلاف ضرورت است بلكه ساحت ربوبى هر لحظه در اثر فيوضات تكوينى بهر يك از افراد آنان را به نيروى اختيار و قدرت و حيات مجهز مينمايد و هر چه را بخواهند و اراده نمايند آن را نيز حق تعالى از طريق خود بشر دسترس او خواهد گذارد بالاخره هر لحظه پاسخ خواستههاى بىشمار هر فردى از بشر دسترس او نهاده خواهد شد هم چنان كه نظام اختيار و آزمايش بشرى اين چنين مقتضى خواهد بود.
بديهى است بشر هر لحظه نيازها و احتياجات بىشمارى دارد و از نظر اينكه همه شئون وجودى او حاجت و درخواست بيشمار است و از نظر ربط ممكن بواجب