درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٨٦ - (شرح)
شهودى و عملى دارد و بر او چيزى پنهان نخواهد بود و قوه واهمه قوىتر از نيروى احساس و مدركات آنها است و ميدان سعه آن بسيار زيادتر از احساسات است زيرا نيروى احساس منحصر و محدود بماديات و محدود است بشرايط وضع است و بخلاف قوه واهمه كه بسيار توسعه دارد و منحصر بماديات و جسمانيات نخواهد بود و هر چه را قوه واهمه ادراك نمايد هرگز حس ظاهرى آن را ادراك نخواهد نمود زيرا هر چه را قوه واهمه بفهمد و ادراك نمايد مجرد از ماديت و وضع است بدين جهت نهايت توسعه دارد.
هم چنان كه در روايت ديگر از امام ابو جعفر عليه السلام روايت نموده كه فرمود
(اوهام القلوب ادق من ابصار العيون انت قد تدرك بوهمك السند و الهند و البلدان التى لم تدخلها و لا تدركها ببصرك و اوهام القلوب لا تدركه فكيف ابصار العيون).
مراد از اوهام قلوب ادراكات باطنى و مبادى آنها است كه دقيقتر از مدركات احساس ظاهرى است زيرا مدركات قلوب و اوهام لطيف و مجرد و غير مادى است و نيروى خيال قوه مجرد و از شئون روح و روان است هم چنان مدركات خيال موجودات مجرد و از شئون قوه خيال است و حقيقت خيال قائم بهمان صورت ادراكى آنست.
مثلا وجود زيد خارجى كه مورد حس ظاهرى قرار ميگيرد هرگز بوجود خارجى او مورد خيال قرار نخواهد گرفت بلكه وجود خارجى متحيز و محدود است ولى آنچه در قوه خيال بوجود بيايد از شئون نيروى خيال باشد و مجرد است بلكه بفعليت و صورت قوه خيال همانا موجود خيالى است و فقط رابطه ميان موجود خارجى و وجود خيالى آنست كه چه بسا وجود خيالى از لحاظ شكل مشابه با وجود خارجى و مأخوذ از آن خواهد بود در صورتى كه وجود خيالى مجرد از ماديت و جهات و اوضاع است.