ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦١
خطور كرد و اگر مقصود از همّ در اينجا عزم و نيت باشد خدا ولى آنها نمىبود سپس گفته است اراده معصيت و عزم بر آن گناه است و قومى تجاوز كردهاند تا آنجا كه گفتند: عزم بر كبيره گناه كبيره است و عزم بر كفر، كفر است، انتهى كلامه (نوّر اللَّه مرقده) و كلام صاحب كشاف و بيضاوى و ديگران در تفسير اين آيه با كلامِ او موافق است و به علاوه فقهاء تصريح دارند كه اصرار بر صغيره در حكم كبيره است و آن فعلى است چون مداومت بر صغيره و حكمى و آن عزم بر ارتكاب هر صغيرهاى است بدان دست يابد و بالجمله تصريحات مفسران و فقهاء و اصوليون در اين موضوع بيش از شمار است و بحث در آن توضيح واضحات است و هر كه در كتب خاصه و عامه بررسى كند شكى ندارد در آنچه ما گفتيم.
اگر اعتراض كنى كه از ائمه ما رواياتى رسيده است مشعر بر اينكه عزم گناه، گناه نيست سپس همين خبر را ذكر كرده است و آنكه بعد از آن است و سپس گفته احاديث بسيارى در كافى و كتب ديگر بدين مضمون رسيده است.
من جواب گويم كه اين احاديث هيچ دلالتى ندارد بر آنچه تو پندارى كه عزم بر معصيت، معصيت نباشد و همانا دلالت بر اينكه هر كه نيت گناه مخصوصى كند چون مىخوارى يا زنا مثلًا و آن را نكند آن گناهى كه قصد آن را كرده و نكرده بر او نوشته نشود و اين غير از اين است كه عزم بر گناه اصلًا گناه نيست و عقوبتى ندارد و از آن عفو شده است- پايان نقل از مجلسى (ره).
در اينجا دو مسأله طرح مىشود:
١- آيا اگر كسى قصد گناهى كرد و از آن منصرف شد و آن را نكرد مجرد همان قصد گناه گناه است يا نه؟.
٢- اگر كسى به قصد ارتكاب گناه عملى كرد و موافق آن گناه نشد