ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٨٤
معنا را قصد كرده است تا آنكه فرمايد:
بدان كه چنانچه حرام است بدگوئى در باره مؤمن و زبان درازى به بدگوئى همچنان حرام است بدگمانى و حديث نفس بدان، و مقصود از بدگمانىِ حرام اين است كه پيش خود او را بد داند بىدليل قطعى. و اما مجرد خطور در دل و ترديد كه اختيارى نيست عفو شده است، خدا فرموده است:
«از بسيار گمانها كناره كنيد، به راستى برخى گمانها گناه است» و نبايد كه تو در باره ديگرى معتقد به بدى باشى مگر آنكه به طور عيان بدىِ او بر تو كشف شود و قابل تأويل نباشد و بسا كه شيطان گمانِ بد را به دلت اندازد و بايد او را تكذيب كنى زيرا او فاسقترينِ فاسقان است. از مجلسى (ره)-
«فلم ينصحه»
يعنى تلاش نكند براى انجام آن حاجت و غرضش برآورده شدن آن نباشد. راغب گفته: نصح، دقتِ در گفتار يا كردار صلاح آور است و در اصل خلاف دغلى است. چون در اجتماع مردم ساده و ضعيف بسيارند و در كار خود به ديگران مراجعه مىكنند كه از آنها كمكى گيرند يا نظرى و راه چارهاى خصوص از نظر گرفتارى به امورى كه خود در آن وارد نيستند مانند امور مختلفه ادارات متنوعه كه اكنون هم بسيار معمول و متعارف است، و بسا اشخاصى كه به مراجعين وعده مساعدت و اقدام مىدهند و آنها را به دنبال خود مىكشانند و در انجامِ كارِ آنها خوش نيت نيستند و مسامحه مىكنند، و بسا به اين وسيله آنها را وادار مىكنند كه به دامِ رشوه و صرفِ پول افتند و به همين جهت است كه اين گونه اعمال را خيانت به خدا و رسول ناميده و ناجوانمردانه شمرده است. از مجلسى (ره)- راغب گويد: وعده در خوب و بد هر دو صدق كند و گوئى به او وعده دادم به سودى يا زيانى و هر دو صحيح، ولى وعيد مخصوص شر و بدى است، گويند: اوعدته و واعدته.