ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٣٣
آن بر حذر داشتهاند و اما كسى كه به خود اطمينان دارد و مىداند كه گول شيطان را نمىخورد اگر در زمان حضور امام است و او وى را بدان تكليف كند بر او واجب گردد و در زمان غيبت مشهور است كه واجب است بر فقيه جامع الشرائط يا بخصوص يا بطور كفايت و اگر مقصودش اطاعتِ امام و مهربانى به مردم باشد و احقاق حقّ آنها و حفظ ناموس و مال و آبروى آنها از تلف، و مقصودش سرفرازى بر مردم و تسلط بر آنها و جلب قلوب و كسبِ ستايش نباشد، رياست او باطل نيست بلكه رياست حقى است كه در آن از خدا اطاعت كرده و از رسول خدا و ائمه خير انديشى نموده و اگر منظورش كسب مال حرام و جلب قلوب خاص و عام باشد و امثال آن رياست باطل و ناحقى است كه از آن بر حذر داشتهاند و بدتر آن دعوى امامت به ناحق است و معارضه با ائمه حق كه در حد شرك به خدا است و نزديك بدان كردار دروغ گويان و ظاهرسازانى است كه معاصرِ ائمه (ع) بودند و مردم را از رجوع به آنان باز مىداشتند چون حسن بصرى و سفيان ثورى و ابو حنيفه و مانند آنها و از رياستهائى كه حق و باطل دارند تصدى فتوى و تدريس و وعظ است و اگر كسى اهليت اين مقامات را دارد و عالم است بدان چه مىگويد و پيرو از قرآن و سنت است و غرضش هدايت مردم و تعليم مسائل دين است رياست او حق است و محتمل است واجب باشد يا به وجوب عينى يا كفائى و هر كه اهل نباشد و آيات و روايات را به رأى خود تفسير كند و آنها را نفهمد زيانكارترين مردم باشد.
از آن جمله است امامت در جمعه كه اگر اهل است و نيتش پاك است حق است و اگر نه از اهل فساد است و حاصل اينكه اگر رياست شرعى باشد و به غرض صحيح باشد ممدوح است و اگر نامشروع و يا براى اغراضى نامشروع باشد مذموم است و اين اخبار بر وجوه مذمومه محمول شوند يا بر اينكه كسى نفس رياست را بخواهد و جاه طلب باشد.