ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٠٤
١- مقصود از فرعون در اينجا فرعون عيسى است و آن سركشى و قلدرى بوده كه در شهر انطاكيه بوده است هنگامى كه رسولان حضرت عيسى به آن وارد شدند. و فرعون بر هر قلدر و سركشى اطلاق مىشود، آرى بر سه جبّار اطلاقِ آن معروف شده است: فرعونِ خليل (در كلده) كه نامش سنان بوده و فرعونِ يوسف (در مصر) كه نام او ريان بن وليد است و فرعونِ موسى (در مصر) كه نامش وليد بن مصعب است و نسبت حبيبِ نجار به خاندان فرعون عيسى به اعتبار اين است كه در كشور او از رعاياى او بوده است.
٢- اينكه اين هر دو يكى بودند و مؤمنِ آل فرعون زنده بوده تا دوران عيسى و آمده در انطاكيه و به ترويج او پرداخته است و عمر او تا اين حد طولانى شده است و فاصله ميان زمانِ حضرت موسى و حضرت عيسى طبق روايت ابن جزرى در تنقيح، هزار و ششصد و سى و دو سال است و نام او حبيب نجار است و لقبش مؤمن آل يس است چنانچه در خبر سابق گذشت، و در قاموس گويد: حزبيل بر وزن قنديل، نامِ مؤمن آل يس است تا آنكه مىگويد: اين وجه دوم مخالف با اخبار بسيارى است كه دلالت دارند: مؤمن آل فرعون غير از حبيب نجار و مؤمن آل يس است. از مجلسى (ره)- نهايه گويد: در حديث است كه فقيرهاى امتم چهل خريف پيش از توانگرانشان به بهشت مىروند. خريف، فصل ميان تابستان و زمستان است، و مقصود چهل سال است زيرا در هر سال يك پائيز بيش نيست و گذشتِ چهل خريف گذشتِ چهل سال است، انتهى. و در معانى الاخبار به سند خود از امام باقر روايت كرده است كه: بنده، هفتاد خريف در دوزخ بماند و خريف هفتاد سال است تا آخرِ خبر، و صاحبِ معالم آن را به بيش از اين تفسير كرده و در برخى روايات گفته است: هزار عام است كه هر عامِ آن هزار سال است. از مجلسى (ره)- مؤيد آن است آنچه به امير المؤمنين منسوب