ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١٧
سننِ رسول خدا چنين نيست و به اصطلاح براى جواب از اين سؤال مقدر امام توضيح مىدهد و كليه اوامر خدا را به دو دسته تقسيم مىكند:
١- فرائض موجبه. ٢- اوامر حسنه.
تقسيم دستورهاى خدا به اين دو قسمت نبايد از نظر اين باشد كه قسم اول در قرآن است و قسم دوم نيست، يا قسم اول واجب است و قسم دوم مستحب، چنانچه در بيانات مجلسى (ره) و ديگران بدان اشاره شده است بلكه بايد گفت كه منظور از فرائض موجبه آن احكام و مقرراتى است كه مسلمانى با آنها تحقق پيدا مىكند و در ماهيت اسلام و مسلمانى دخالت دارند از نظر اعتقاد و اقرار و عمل، و ضروريات دين را هم بايد به همين معنى تفسير كرد، اسلام يك كيشى است كه با اظهارات و اعمالى وجود خارجى پيدا مىكند و اگر آنها يا برخى از آنها در كسى نباشد او را مسلمان نخوانند و ندانند، و به عبارت ديگر يك اجزاء و اعضاء اصليه دارد مانند خانه و اطاق كه چهار پايه و سقف اجزاء اصليه آن هستند. مقصود اين است كه اين اندازه از فرائض الهيه از ظاهر قرآن ثابت باشد و چه از سنت رسول خدا (ص) فرائض موجبهاند يعنى تحقق بخش به اسلام و مسلمانى و هر كه يكى از آنها را ترك كند و از دست بدهد و نپذيرد كافر است. و بنا بر اين جحد، تفسير همان ترك عمل است زيرا مقصود از ترك عمل به فرائض موجبه عدم تسليم به مسلمانى است و عدم پذيرش كامل آن و ترك ضرورى هم موجب كفر است به همين اعتبار زيرا كسى كه اجزاء اصليه و مشكله اسلام را به خود نگرفت مسلمان نشده و اگر هم از دست بدهد از مسلمانى به در شده است و بعد از تحقق اصل مسلمانى با فرائض موجبه از اقرار و اعتراف به شهادتين و الزام به اعمال كلى و جوهرى اسلام كه فروع دين است به طور اجمال دستورها و اوامر فراوان ديگر هم در اسلام هست كه همه خوبند و مطابق مصلحت بعضى واجب و بعضى مستحب ولى ترك آنها مايه كفر و خروج از اسلام نيست بلكه در مستحبات ترك