ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩١
٢- هر گاه مورد وعده امر حرامى باشد چون كارِ خلاف شرع و شك نيست وفاء بدان جائز نيست و تخلف واجب است.
٣- اگر مكروه و مرجوح باشد از نظر دينى يا دنيوى جواز تخلف بعيد نيست مانند نذر و عهدِ يمين كه وعده و تعهد مؤكد با خدايند و در اين مورد تخلف آنها روا است.
٤- راجح دينى باشد و مرجوح دنيوى كه جواز تخلف مورد بحث است.
٥- مباح متساوى الطرفين كه نذر آن درست نيست و يمين به آن درست است. تا آنكه گويد: وعده به آن هم واجب العمل نيست.
٦- در صورت فقدان قصد جدى و اكراه و براى حفظ آبرو و مال و جانِ مؤمن هم تخلف وعد جائز است. از مجلسى (ره)- شايد مقصود از برخورد عذر خواهى است يا برخورد به همراه عذر خواهى. و چه خوش گفته است شاعر:
|
هر كه گريزد ز خراباتِ شام |
توشه كش غول بيابان شود |
|
از مجلسى (ره)-
«مستجيراً به»
يعنى براى دفع ستم يا كارِ لازمِ ديگر.
«فقد قطع ولاية اللَّه»
يعنى دوستى خدا بريده يا مهر خدا را از خود بريده يا يارى خدا را از خود بريده يا كنايه است از سلب ايمان. از مجلسى (ره)- «مزرقة» از زرقه است و گويا اشاره است به قول خدا تعالى (١٠٢ سوره طه): «و محشور كنيم مجرمين را در آن روز، كبود چشم» بيضاوى گفته: بدان وصف شده براى آنكه كبودىِ چشم بدترين و دشمنترين رنگِ چشم است نزد عرب زيرا روميان كه دشمن سختِ