ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٣١ - باب گناهان
پيغمبرانش را به قوم وى فرستاد و به او وحى كرد كه به قومت بگو:
راستش اين است كه اهل هيچ آبادى و هيچ مردمى كه در اطاعتِ من به خوشى و فراوانى رسيده و از حالى كه من دوست دارم به حالى كه بد دارم منتقل شوند جز اين نيست وضع آنان را از آنچه دوست دارند به وضعى كه بد دارند برگردانم و اهل هر آبادى و هر خانهاى كه در نافرمانى من به بد حالى و تنگدستى افتادهاند و از حالى كه من بد دارم به حالى كه دوست دارم بر گردند جز اين نيست كه من آنها را از حالى كه بد دارند به وضعى كه خوش دارند برگردانم، به آنها بگو كه: رحمت من پيش است از خشمم، از رحمت من نوميد مباشيد، زيرا هيچ گناهى نزد من بزرگتر از آن نيست كه آن را بيامرزم، به آنها بگو: از راه عناد و لجبازى خود را در معرض خشم در نياورند و دوستانم را خوار و سبك نشمارند، زيرا هنگام خشم مرا حملههائى است كه هيچ چيز از آفريدههايم در برابر آنها تابِ ايستادگى ندارند.
٢٦- از امام رضا (ع)، فرمود:
خدا عز و جل به يكى از پيغمبرانش وحى كرد: هر گاه طاعت شوم، راضى گردم و هر گاه راضى گردم، بركت دهم و براى بركتِ من پايانى نيست و چون نافرمانى شوم خشم كنم و چون خشم كنم لعنت كنم و لعنتِ من تا هفت پشت برسد.
٢٧- از امام صادق (ع)، فرمود:
به راستى يكى از شماها بسيار از سلطان مىترسد و اين جز براى ارتكاب گناهان نيست تا مىتوانيد از گناهان پرهيز كنيد و بر آنها