ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٠١
٢- چون به طور عادى بدى به شخص محترم مورد ترديد است، در اينجا مقصود اظهار احترام خدا است نسبت به بنده مؤمن خود، و مىفرمايد:
بنده مؤمن پيش من از همه چيز بيشتر احترام دارد، و اين كلام از باب استعاره تمثيليه است.
٣- از طريق خاصه و عامه وارد است كه خدا هنگام احتضار آن قدر لطف و كرامت و مژده به بنده مؤمن عطا مىكند كه بدى مرگ را از او مىبرد و او را مشتاق به كوچ از دنيا به آخرت مىنمايد و آزار مرگ را براى او اندك مىسازد و او را خشنود مىنمايد، و از اين معنا تعبير به ترديد شده است، تا آنكه مىگويد: دلالت حديث بر اينكه مؤمن از مرگ بدش مىآيد، مخالف نيست با اخبار بسيارى كه دلالت دارند: مؤمن ملاقات خدا را دوست دارد و بد ندارد زيرا چنانچه شهيد در ذكرى گفته: اخبارِ حبّ ملاقات خدا حمل مىشود بر حال احتضار و معاينه آنچه كه مؤمن دوست دارد كه در اين صورت چيزى نزد او از لقاء خدا و مرگ بهتر نيست. از مجلسى (ره)- مقصود از عهدِ خدا، اصول دين است از اقرار به توحيد و نبوت و امامت و معاد، و مقصود از وفاء به شرط آوردن امور واجبه و ترك حرام است ... تا آنكه گويد: اظهر اين است كه مراد از اهوال و هراس دنيا ارتكاب گناه و نافرمانى خدا است زيرا اين است كه در نظر او بزرگ ترين مصيبت و هراس است به قرينه اينكه مىفرمايد: مؤمن سست دچار هراس دنيا و آخرت مىشود. از مجلسى (ره)- يعنى چون مؤمنى خواهد به وسيله انتقام دلِ خود را خنك كند از دشمن خود براى خود رسوائى به بار آورد، زيرا او آزاد نيست كه هر كارى بكند و هر سخنى بگويد و چون مردمان دنيادار به هر درى بزند و هر دشنام و هرزه گوئى را مرتكب شود. از مجلسى (ره)- مقصود از شيطان، شيطان جنى است زيرا