ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٥٣ - باب بىشرمى
باك ندارد چه بگويد و چه به او گفته شود، زيرا راستى چون از او بازرسى كنى يا از زنا است يا از شرك شيطان است، عرض شد:
يا رسول اللَّه! در ميان مردم شرك شيطان هم هست؟ رسول خدا (ص) فرمود: گفته خدا عز و جل را نخواندى (٦٤ سوره اسراء):
«و تو اى شيطان شريك آنها باش در دارائى و فرزند».
راوى گويد: مردى از فقيهى پرسيد كه آيا در ميان مردم كسى است كه باك ندارد هر چه در باره او گويند؟ در پاسخ گفت:
هر كه به مردم دست اندازد و به آنها دشنام گويد و مىداند كه او را رها نكنند، اين است كسى كه باك نمىدارد چه گويد و چه در باره او گويند.
٤- از امام باقر (ع) كه فرمود:
به راستى خدا دشمن دارد دشنام گو و دشنام جو را.
٥- از عمرو بن نعمان جعفى گويد: براى امام صادق (ع) دوستى بود كه از او جدا نمىشد به هر جا كه مىرفت، و روزى در بازار كفش دوزان به همراه آن حضرت بود و پشت سرِ خود يك غلام سندى به همراه داشت، تا سه بار رو به دنبالِ خود كرد و غلام خود را مىخواست، و هر بار او را نديد و در بار چهارم كه او را ديد، گفت: اى زنا زاده! كجا بودى؟ امام سر برداشت و دست به پيشانى خود گرفت و فرمود: سبحان اللَّه، مادرش را به زنا متّهم كنى؟ من پنداشتم تو خوددار و پارسائى و اكنون پديدار است كه با ورع و پارسا