ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٤
مىماند و آن دو چيز است: دانش و كردار و بس. و مقصود از دانش، معرفتِ خدا و صفات و افعال او و فرشتهها و كتب و رسل و حقيقت زمين و آسمان او و فهم شرع پيغمبر او است، و مقصود از عمل عبادت خالص براى رضاى خدا است و بسا كه دانشمند به علمِ خود علاقمند گردد تا آنكه بيش از همه چيز از آن لذت برد و خواب و خورد و نكاح را به خاطرِ آن ترك كند زيرا همان اشتغال به علم از همه اينها برايش كام بخشتر باشد و اين هم خود حظ نقدى است در دنيا، ولى مقصود از دنياى مذمومه آن نيست بلكه آن خود از آخرت است گرچه در دنيا است و همچنين است عابدى كه به عبادت سرگرم است و از آن لذت برد تا آنجا كه اگر از آن دريغ شود برايش سخت ترين شكنجه باشد.
٢- آنچه در نهايت برابر بخش يك است و بهره دنيوى نقد دارد و به هيچ وجه نتيجه براى آخرت ندارد مانند كاميابى از گناهان و لذتيابى از مباحات بيش از اندازه ضرورت حيات و پرداختن به رفاه و خوشگذرانى چون جمع كيسههاى طلا و نقره و رمههاى اسبِ نشاندار و چهارپايان و كشت زارها و چاكران و كنيزان و سواران و مواشى و كاخها و خانههاى محكم بنيان و جامههاى خوب و خوراكهاى لذت بخش، بهره بنده از اين همه سراسر دنياى مذموم است و در آنچه زيادى است و جزء حاجتمندى است تأمل روا است.
٣- حد وسط ميان اين دو و آن هر بهره نقد دنيوى است كه كمك بر كارهاى آخرت باشد چون اندازه قوت از خوراك و پيراهن زبر براى پوشاك و هر چه در بقاء زندگى از آن گريزى نيست و براى زندگى و تندرستى بايست است و بدان توانائى به دريافت دانش و كردار به دست آيد و اين هم مانند بخش يك از دنيا نيست زيرا ياور همان است و وسيله براى آن و هر چه را كه بندهاى براى يارى جستن بر دانش و كردار به دست آرد و از آن بهرهمند گردد از دنيا نباشد و به وسيله آن دنيا طلب نگردد و اگر مقصود از آن همان دريافت