ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٣٣ - باب در اينكه گناهان سهاند
مدتى آن را ترك كند و سپس بدان دست يازد و آن قول خدا عز و جل است (٣٣ سوره نجم): «آن كسانى كه كناره مىكنند از كبائر گناه و از هرزگيها جز لمم»، فرمود: لمام بندهاى است كه دست به گناهى يازد پس از گناهى كه موافق سليقه او نيست، يعنى از طبع او نيست.
٦- از ابن رئاب، گويد: از امام صادق (ع) شنيدم مىفرمود:
راستى كه سرشت مؤمن دروغ گفتن و بخل و هرزگى نيست، و بسا كه دستى بدانها آلايد ولى بر آن نپايد، به او عرض شد كه: زنا مىكند؟
فرمود: آرى، ولى از آن نطفه فرزندى نيارد.
باب در اينكه گناهان سهاند
١- امير المؤمنين (ع) در كوفه بر منبر برآمد و خدا را سپاس گفت و بر او ستايش نمود و سپس فرمود: أيا مردم! به راستى گناهان سه باشند و دم بست و حبّه عرنيّ گفت: يا امير المؤمنين! فرمودى:
گناهان سهاند و دم بستى؟ در پاسخ فرمود: من آنها را ياد نكردم جز براى اينكه شرح دهم ولى نفس تنگى به من رخ داد و ميان من و سخن گفتن مانع شد، آرى گناهان سه باشند: گناهى كه آمرزيده است و گناهى كه آمرزيده نشود و گناهى كه در باره مرتكب آن