ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٠١ - باب غضب
و گفت: من بيابان نشينم و سخنهاى كلى به من بياموز، در پاسخ او فرمود:
به تو فرمان دهم كه خشم نكنى و سه بار آن عرب بيابانى خواستِ خود را باز گفت، و همان پاسخ را دريافت، و آن مرد به خود آمد و گفت: ديگر چيزى نپرسم، رسول خدا (ص) جز به خير، مرا فرمان نداده است. فرمود كه: پدرم مىفرمود: كدام چيزى است كه از خشم، سختتر است، راستى مردى خشم كند و قتل نفس كند كه خدا حرام كرده و زن پارسا را به زنا متّهم كند.
٥- از عبد الأعلى، گويد: به امام صادق (ع) گفتم: به من پندى ده كه بدان پند گيرم، در پاسخ فرمود: مردى نزد رسول خدا (ص) آمد و به او گفت: يا رسول اللَّه! به من بياموز پندى كه بدان پند گيرم، در پاسخ او فرمود:
برو دنبال كارِت و خشم مكن، و تا سه بار بر او باز گفت، و در هر سه بار، همين پاسخ را شنيد كه: برو پى كارِت و خشم مكن.
٦- امام صادق (ع) مىفرمود:
هر كه جلو خشم خود را گيرد، خدا عيب او را بپوشاند.
٧- از امام باقر (ع) كه در تورات نوشته است در ضمن آنچه خدا عز و جل با موسى راز گفت، فرمود:
اى موسى! جلو خشمت را از هر كه من تو را بر او مسلّط كردم