ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٣٨
١- مقصود اين باشد كه خوددارى نكردن از بادرهها و برطرف نكردن مايههاى خشم از خود و مهار گسيختگى در باره آنها بسا كه به كفر مىكشد چنانچه ديده شود كه هنگام خشم از مردم سخنان كفر آميز برآيد چون بد گفتن به خدا و پيغمبران و ائمه (ع)، يا به كارهائى پردازد كه سبب مرتد شدن است چون لگد كردن قرآن كريم يا دور انداختنِ آن.
٢- مقصود ترغيب بر بازداشتن خود باشد از هر بادرهاى زيرا هر بادرهاى يك نوع كفرى است در برابر ايمان كامل.
٣- تكفر، از باب تفعيل باشد به صيغه مجهول، يعنى بادرههاى خشم غالباً مورد عفو و جبران است ويژه كه به زودى موجب پشيمانى و توبه گردد به خلاف حسد كه صفتى ثابت است در نفس و خورنده ايمان، و ممكن است حمل آن به صورت غلبه و غضب و زوال قصد و اختيار. و ممكن است كه يكفر با ياء باشد در همين صيغه طبق ضبط نسخهها، يعنى بادرهها سبب نسبت به كفر مىشوند و گرچه مرتكب نزد خدا معذور است براى اينكه بىاختيار از او سرزده است.
حسد: آرزوى زوال نعمت از ديگرى است براى خود، و غبطه: آرزوى داشتنِ مانند نعمت ديگران است نه زوالِ آن از ديگران- از نهايه.
بدان كه حسد در مورد نعمت است و چون خدا نعمتى به برادرِ تو دهد تو را در باره آن دو حال باشد:
١- آن را بد دارى و آرزوى زوالِ آن كنى چه به تو رسد يا نه، اين حسد است.
٢- آنكه با آن كارى نداشته باشى و دوست داشته باشى كه خودت هم آن را داشته باشى و اين غبطه است و آن را رقابت هم گويند. اولى حرام است و يا آنكه اظهارش حرام است چنانچه از اخبار برآيد مگر نعمتى كه كافرى و يا فاجرى دارد و مايه فتنه و فساد و آزار خلقش مىسازد كه آرزوى