ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٠
از مجلسى (ره)- گفتهاند هر كردارى در دنيا واقع شود يكى از چهار باشد:
١- آنچه عيان و نهانش از آنِ خدا است چون طاعات و خيرات خالص و پاك.
٢- آنچه عيان و نهانش براى دنيا است چون گناهان و بسيارى از مباحات كه مايه سرمستى و غفلتند.
٣- آنچه عيانش براى خدا است و نهانش براى دنيا چون كارهاى ريائى.
٤- عكس سوم است چون طلب كفاف روزى براى حفظ بدن و نيروى بر عبادت كه از دنيا نيست و از آخرت است. از مجلسى (ره)- «فقال الحواريون» آنها شاگردانِ مخصوص حضرت عيسى (ع) بودند، و گفتهاند كه چون گازر و لباس شو بودند آنها را حوارى ناميدند زيرا جامهها را مىشستند و از چرك پاك مىكردند و سفيد مىكردند، از حور باز گرفته شده است كه سپيدى ناب است و يكى از دانشمندان گفته: به راستى در كار گازرى و جامهشوئى نبودند و اين نام را بر آنها نهادند به اين معنى كه مردم را با پرورش و آموزشِ خود از اخلاقِ بد و چركين پاك مىكردند و آنها را از جهانِ تاريكِ نادانى و مادهپرستى به جهانِ درخشنده روح پرور خداشناسى بالا مىبردند.
«يا روح اللَّه» در بيان اينكه عيسى را روح اللَّه گفتند چند قول است:
١- براى آنكه از دميدن جبرئيل در مانتو مريم پيدا شد به فرمان الهى و او را به خود وابست چون به امر او به وجود آمد، و يا آنكه براى بالا بردن مقام او به خودش وابست چنانچه فرموده است: روزه از من است و من بدان پاداش دهم. و بسا كه روح به معنى همان دميدن باشد.
٢- مانند روح كه تن را زنده كند او جان و دين مردم را زنده