ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٨٩
فلان كار را كردى يك تازيانه به تو مىزنم، مقصود اخبار از وقوع اعطاى درهم و يا ضرب در آينده نيست بلكه منظور او الزام او است به كار و التزام خود به اداى درهم يا ضرب گرچه بداند كه آن را عمل نمىكند و اين التزام مانند همان بيع و شراء است و يا مانند بيعت است كه انشاء امرى است كه موجب متابعت طرف بيعت است نه محض اخبار از آن باشد زيرا ما درك مىكنيم كه فرق دارد كسى وعده به ديگرى بدهد كه پولى به او خواهد داد يا به او اخبار كند كه فردا پولى به او مىپردازد، آرى هر انشائى هم مستلزم اخبارى است كه بالتبع بدان دلالت دارد و صدق و كذب در آن به اعتبار لازم آن است كه خبر است و آنچه در باره اسناد صدق به وعده رسيده از اين نظر است چنانچه خداى تعالى فرموده: «إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ» و صرف مخالفت وعده، كذب مصطلح و متعارف نيست، آرى اگر همان هنگام انشاء وعده تصميم دارد كه عمل نكند در لازمه اين انشاء كاذب است زيرا وعده دلالت تصميم به وفاء دارد و حرمت اين كذب ضمنى مورد تأمل است و اخبار و آيات تحريمِ كذب شامل آن نيست و اگر هم حرام باشد باز دليل نمىشود كه مطلق خلف وعده حرام است (در اينجا كلامى از راغب در معنى صدق و كذب و مواردِ آنها نقل كرده است) و سپس گويد:
در نظر من چنين است ولى ظاهر كلام محققان از اصحاب ما و بلكه مخالفين اين است كه وعده از نوع خبر است و صدق و كذب دارد و وعيد و تهديد هم از اين باب است با اينكه اكثر اصحاب گفتهاند وفاء به وعده مستحب است چنانچه در باره بسيارى از شروط گويند كه هر گاه در ضمن عقد لازم نباشد حكم وعده دارد و وفاى بدان مستحب است.
سپس كلام سعيد شريف را در بيان صدق و كذب نقل كرده و كلامى از شرحِ مقاصد در صحت عفو الهى از گنهكار و كلامى از رازى و ديگران و كلماتى از سيد مرتضى و ديگران و از همه نتيجه گرفته است كه: