ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٦
٢- براى او طلب دانش فراهم نگردد كه پايه ايمان است.
٣- با بسيارى از اوصافِ مؤمنان كه گذشت سازگار نيست و آن نكوهيده است تا آنجا كه نرمش روا است و كار به مسامحه در امر دين نكشد چنانچه امير المؤمنين (ع) فرمايد: نرمش كن تا آنجا كه سزد و به سختى گراى هنگامى كه مفيد نيفتد. از مجلسى (ره)- «عذب نفسه» زيرا خودش از خويش در رنج است چون بر آشفتگى و خشم جان و تن او را زيان رساند و چون آرام شود از آنچه كرده پشيمان گردد و خود را سرزنش كند و نيز مردم بيشتر شود كه بدخلقى او را درخورد نكنند و او را آزار دهند و از او كناره كنند و در هيچ چيز به او كمك نكنند و چون خودش باعث آن بوده است گويا خود را شكنجه داده است و بايد بدانى كه بسا مقصود از اين خبر و مانند آن همه اخلاق بد باشد چون كبر و حسد و كينه و مانند آن زيرا همه آنها انسان را در مفاسد بزرگ دنيويه اندازند و مايه سستى ايمان و كاستى كردار گردند و يكى از محققان قول خدا را كه فرمايد: «وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ»- «دوزخ كافران را فرا گرفته است» بدان تأويل كرده است. از مجلسى (ره)- سفه، سبك عقلى و پيشتازى است به گفتار و كردارِ بد بىانديشه و تفكر. و در نهايه گفته است كه: سفه، در اصل سبكى و پريشان دلى است تا آنكه گويد:
گفته شده سفاهت در برابر حكمت است كه از اعتدال نيروى عقل به دست آيد و سفاهت خلقى است در نفس كه او را وادارد به مسخرهگى و استهزاء و سبكسرى و بيتابى و چاپلوسى و شادكامى از دردمندىِ ديگران و مايه حركات ناموزون و گفتار و كردارى است كه چون گفتار و كردار خردمندان نيست. از مجلسى (ره)-
«البادي منها اظلم»
يعنى اگر طرفش