ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٩٧
ناحق عثمان پايهگذارى كرد.
«و كان يفعل ما يقول و يفعل ما لا يقول»
يعنى هر چه را به ديگران دستور دهد از كارِ خير خودش بجا آورد، و اين اشاره است به قول خدا تعالى (در سوره صف): «أيا كسانى كه گرويديد چرا مىگوئيد آنچه را نمىكنيد» و گفتهاند يعنى چرا نمىكنيد آنچه را خود گوئيد زيرا اگر گفت و نكرد، نكردن زشت است، نه گفتن، و به علاوه آن عملِ خيرى را هم خود كند كه نمىگوئيد يا براى آنكه مصلحت نيست از راه تقيه يا فرصت نيافته يا پذيرائى نديده است چنانچه خدا هم فرمايد: «فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى» اكثر چنين فهميدهاند و به خاطر من مىرسد كه مقصود اين است كه احسان مىكند به هر كه وعده داده و به هر كه وعده نداده، چنانچه آيه هم در بسيارى از روايات به همان خلف وعده تفسير شده است.
«قوله الا عند من يرجو عنده البرء»
يعنى در نزد پروردگار خود كه شفابخش حقيقى است، يا مقصود پزشك حاذق است كه اميدِ درمان از وى مىرود كه بيانِ درد به او شكايت نيست و بلكه جستن علاج است و در اين صورت استثناء منقطع است. از مجلسى (ره)- در نهايه است كه
«لا يلسع المؤمن من جحرٍ مرتين»
و در روايت ديگر «لا يلدغ» و لسع و لدغ يك معنى دارند (گزيدن مار) و جحر، سوراخ مار است و معنايش اين است كه مؤمن از يك جهت نبايد دو بار گول بخورد يا دو بار گول نمىخورد، زيرا در بار اول كه زيان ديد بايد عبرت گيرد و از تجربه خود پند پذيرد، تا آنكه گويد: اين خبر از پيغمبر (ص) وارد است و سبب بيان اين است كه ابو غره شاعر برادر مصعب بن عمير روز بدر اسيرِ مسلمانان شد (ابو غره در جبهه مشركين بود و از دشمنانِ كينه ورز پيغمبر به شمار مىرفته، و مصعب بن عمير از مسلمانانِ با اخلاص و مهاجرين است) و از پيغمبر (ص) درخواست كرد كه به او منت