ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٢١
در حكم او زندگى مىكنند يعنى خادمان او و به احوال غلامان او و سائر افراد خاندانش به او فرمود: اگر تو آنها را كافر مىدانى و قتل آنها را جائز مىشمارى پس چرا آنها را نمىكشى اگر كفار و مشركند و از اين توجه به هوش آمد و فرق را درك كرد كه با كفار ديگر تفاوت دارند و دانست كه اگر در جواز قتل ميان آنها و كفار ديگر فرق باشد در امور ديگر هم ممكن است كه فرق باشد و اعتراف كرد كه خودش علم به بحث و مناقشه ندارد و ممكن است مقصود از خدم و اهالى مستضعفين از شيعه باشد براى تنبيه بر حال مستضعفان از عامه، و برخى «من اقر لكم بالحكم» را معنى كردهاند به اينكه تسليم به مذهب او شود و گويد به هر چه تو گوئى معتقدم و در برخى نسخهها (أ تقبله) به باء است يعنى آيا از او مىپذيرى؟ پايان نقل از مجلسى (ره). از مجلسى (ره)- ظاهر اين است كه مقصود از كفر در اينجا چيزى است كه اشعار دارد به كم اعتنائى به دين و سستى يقين زيرا داعى غالبى بر مخالفت امر خدا وجود ندارد و اين سبب عذاب عظيم و كيفر طولانى است و اين كفرى نيست كه موجب خلود در نار با كفار باشد و شفاعت سود ندهد و در دنيا محكوم به نجاست گردند و نكاح وارثِ آنها ممنوع گردد.
و اگر بر استحلال و انكار حمل شود زيرا زناكار هم در صورت استحلال كافر است و اين هم خود يكى از معانى و درجات كفر است در برابر درجات مختلفه ايمان. پايان نقل از مجلسى (ره).
من گويم، امر و فرمان از طرف خدا عبارت از جعل داعى است در بنده براى انجام امرى و اگر منظور اصلى عبادت باشد اين ايجاد جعل داعى بر اساس مولويت و اظهار مقام مطاعيت انجام شود، انشاء امر و جعل داعى از طرف شارع نسبت به همه بندگان خدا برابر است و چون باران رحمت و فيض ايجاد از طرف مبدء فياض يكسان است ولى پذيرش و تأثر مردم از آن يكسان