ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٨١ - باب صاحبان ايمان عاريه
به ما فرمان داد با ابى الخطاب دوستى كنيم و سپس به ما دستور داد او را لعن كنيم و از او بيزارى جوئيم.
امام كاظم (ع) كه پسر بچهاى بود فرمود: راستى خدا خلقى را براى ايمانى آفريد كه زوال ندارد و خلقى را براى كفرى آفريد كه زوال ندارد و خلقى را هم ميان اين دو دسته آفريد و ايمان را بدانها عاريت داد و آنان را «مُعارين» نامند و هر گاه خواهد، ايمان آنها را بازستاند، أبو الخطاب از آنها بود كه ايمانى به عاريت داشت.
گويد: سپس خدمت امام صادق (ع) رسيدم آنچه را به أبو الحسن (ع) گفته بودم و آنچه را به من گفته بود به آن حضرت گزارش دادم و امام صادق (ع) فرمود كه: او جوشش نبوّت است (يعنى از سرچشمه نبوّت جوشيده است).
٤- از يكى از اصحاب ما كه ابى الحسن (ع) فرمود:
راستى خدا پيغمبران را به پيغمبرى آفريده و جز پيغمبر نباشند، و مؤمنان را به گرويدن آفريده جز مؤمن نباشند، و به مردمى هم ايمان به عاريت داده و اگر خواهد براى آنها به پايان رساند و اگر خواهد آن را از آنها بازستاند، فرمود: در باره آنها جارى شده است حكم (٩٨ سوره انعام): «پس پا برجا باشد و سپرده شده باشد» و به من فرمود: راستى فلانى مستودع و امانت دار بود براى ايمان خود، و چون بر ما دروغ بست، آن ايمان عاريهاش سلب شد.
٥- از امام صادق (ع) فرمود:
راستى خدا پيغمبران را به سرشت نبوّت آفريده و هرگز بر نمىگردند، و اوصياء را به سرشت وصايت آفريده و هرگز بر