ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٠٣
و معلوم شود آنها هم بشرند و هر چه به همه بشر رسد به آنها برسد و با اينكه امور فوق العاده از آنها عيان شود اگر گرفتار بلاها نشوند مردم در باره آنها همان را گويند كه نصارى در باره عيسى گفتند، و اين گرفتارى موجب رفع درجات است و بسا مقاماتى كه جز با شهادت به دست نيايد و خدا به هر كه از بندگانش كه او را دوست دارد اين مقام شهادت را بدهد چنانچه در باره سيد الشهداء است كه پيغمبر (ص) را در خواب ديد و به او فرمود: اى حسين! تو در بهشت مقامىدارى كه جز به وسيله شهادت به آن نرسى. و بسيارى از علماء بيمارىهائى را كه موجب نفرت خلق است بر انبياء و اوصياء روا ندانستهاند چون جنون و جذام و برص. «فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ» يعنى نفر سومى به كمك دو فرستاده عيسى بر مردم انطاكيه گسيل داشتيم، و گفتند: از طرف عيسى به شما رسالت داريم، و آنها را به سختى تكذيب كردند و گفتند: شما مانند ما بشريد و صلاحيت نداريد رسول الهى باشيد، و خداى رحمان دستورى فرو نفرستاده است جز اين نيست كه شما دروغ مىگوئيد، گفتند: خدا مىداند كه به راستى ما به شما فرستاده شديم و بر ما نيست جز اينكه به طور آشكار حكم خدا را به شما ابلاغ كنيم. تا آنكه مىفرمايد: «مردى از محل دور شهر بشتاب آمد (و نام او حبيب نجار بود، چنانچه ابن عباس و جمعى از مفسران گفتهاند) فرياد زد اى مردم از اين رسولان پيروى كنيد». از مجلسى (ره)-
«هزاهزِ الدنيا»
يعنى فتنهها و بلاهاى لرزاننده، «عمى القلب» يعنى نادانى و تنفر از حق و دورى از لوازم ايمان كه مايه بدبختى آخرت است. از مجلسى (ره)- و اما ذكر مؤمن آل فرعون در اين خبر شايد از اشتباه روات يا نسخه نويسان است زيرا آيهاى كه ذكر شده است در داستان مؤمن آل يس است چنانچه در خبرى گذشت و بسا دو وجه در اينجا گفتهاند: