ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦١٧
تقصيرى است كه بايد لعنت تا پشت هفتم او برسد برخى چنين توجيه كردند كه كليت ندارد و مقصود اين است كه بسا چنين باشد و آن هم در صورتى است كه بكردار پدران خشنود باشند چنانچه رسيده است كه امام قائم (ع) اولاد قاتلينِ امام حسين را مىكشد براى آنكه بكردارِ بدِ پدرانِ خود خشنودند.
من گويم، ممكن است مقصود آثار دنيوى باشد چون فقر و بلا و بيمارى و ستم كشى چنانچه در بيشتر اولادِ ظَلَمه محسوس است و اين عقوبت پدران است زيرا مردم براى دوستى فرزندان از گناه خوددارى كنند و خدا به فرزندانِ خوبِ آنان در آخرت عوض مىدهد چنانچه خدا در قرآن مىفرمايد (٩ سوره نساء): «بايد بترسند آنها كه اگر اولاد ناتوانى بجا نهند و آنها بيمنا كند» تا آخر آيه، و اين بر مذهب عدليه جائز باشد. از مجلسى (ره)- «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ» بيضاوى گفته: يعنى كبائر گناهانى كه خدا و رسولش شما را از آن نهى كردهاند «ما براى شما مىآمرزيم گناهانِ صغيره را» و آنها را محو مىكنيم از شما «و شما را به منزلى ارجمند مىبريم» يعنى به بهشت و آنچه وعده ثواب بدان داده شده است و يا آنكه شما را محرمانه وارد مىكنيم، انتهى. و ما در اينجا بايد معنى كبائر و شماره آنها را تحقيق كنيم:
شيخ بهائى (ره) گفته: اكابر را در تحقيق كبائر اختلاف است:
١- هر گناهى كه خدا در قرآن بر آن عقاب معين كرده است.
٢- هر گناهى كه براى آن حد معين شده يا عقاب معين شده.
٣- هر گناهى كه ارتكابِ آن دلالت بر بىاعتنائى به دين دارد.
٤- هر گناهى كه حرمتش به دليلِ قطعى ثابت است.
٥- هر چه در قرآن و سنت به شدت مورد تهديد است.
٦- از ابن مسعود كه هر چه از اول سوره نساء تا آيه ٣١ از آن نهى