ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤١ - باب مؤمن و نشانهها و صفات او
امير المؤمنين (ع) نماز فجر را خواند و در جاى خود ماند تا خورشيد تا اندازه يك نيزه برآمد و رو به مردم كرد و فرمود:
به خدا مردمى را ديدم كه براى پروردگارِ خود همه شب را به سجده و عبادت به سر مىكردند و پيشانيها و زانوهاى خود را به دنبال هم (به نوبت) بر خاك مىنهادند، گويا نفس زدن دوزخ در گوش آنها بود و هر گاه نام خدا در بر آنها برده مىشد ميلرزيدند چنانچه درخت به لرزه آيد، گويا آن مردم خود باخته حق بودند (گويا اين مردم در خوابِ مرگ، عمر مىگذرانند خ ل) فرمود: سپس از جا برخاست و خندان ديده نشد تا وفات كرد صلوات اللَّه عليه.
٢٣- از مفضل بن عمر كه امام صادق (ع) فرمود:
هر گاه بخواهى يارانِ مرا بشناسى، بنگر به كسى كه سخت پارسا است و از آفريدگارِ خود بيمناك است و به ثوابِ او اميدوار است و هر گاه اينان را ديدار كردى، هم آنان ياران منند.
٢٤- از امام باقر (ع) كه امير المؤمنين (ع) فرمود:
شيعه ما آنهايند كه در دوستى ما به يك ديگر بخشش كنند و در مهرِ ما يك ديگر را دوست دارند و براى زنده داشتن كارِ ما از هم ديدن كنند، آن كسانى كه اگر خشم كنند ستم نكنند و اگر بپسندند از حدّ بدر نروند، بركت باشند براى هر كه همسايهاند و هر كه در آميزند بسازند.
٢٥- رسول خدا (ص) فرمود: