ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٤٦
آنها است در رسوخ به مذاهبِ باطلِ خود و تعصب براى آن و شك نيست كه ناصبى بدتر از كافر است و نسبت اهل مكه به كفر آشكارا براى اظهار دشمنى با خاندان پيغمبر (ص) است كه تاكنون برآنند و روز عاشورا را بزرگترين اعياد خود دانند. از مجلسى (ره)- «اى معرفة ان محمداً رسول اللَّه» ممكن است اين يك قسم از مؤلفة قلوبهم باشد و قسم ديگرش اين است كه به رسالت اقرار دارند و در بعضى از آنچه پيغمبر (ص) آورده است شك كنند مانند ولايتِ امير المؤمنين و وضع تقسيم اموال و بخش ثروت و مانندِ آن و محتمل است اين خبر شامل هر دو باشد و مقصود اين باشد كه به طورِ كامل اقرار به رسالت ندارند به اينكه آن را قبول ندارند يا برخى مقرراتِ آن را قبول ندارند و منافاتى ميان اخبار نباشد.
و بدان كه مؤلفة قلوبهم يك صنف از مستحقانِ زكاتند كه در قرآن بيان شده است و از اين اخبار برآيد كه اينها مردمى بودند كه به مسلمانى گرائيده ولى در آن پا برجا نبودند يا منافق بودند و يا در شك بودند و خدا حصهاى از زكاة و غنيمت بدانها داد تا دل آنها به مسلمانى الفت گيرد و در جهاد با مشركان از آنها كمك خواسته شود.
ابن اثير در نهايه گويد: ضمن حديث حنين است كه پيغمبر (ص) فرمود: من به مردمى كه تازه مسلمانند و به دوران كفر نزديكند عطا مىدهم تا آنها را به اسلام الفت دهم. از مجلسى (ره)- داستان حنين اين است كه پيغمبر (ص) در ماه رمضان سال هشت هجرت مكه را فتح كرد و هنوز چند روزى از ماه رمضان مانده بود كه براى نبرد با هوازن و ثقيف به حنين رفت و چون دو گروه به هم برخوردند مسلمانان گريختند و خدا آنها را يارى كرد و برگشتند و مشركين در اوطاس شكست خوردند، و مسلمانان همه اموال و خاندان آنها را