ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٢٧
يهود خيبر بودند كه همقسم بودند با تيره اوس و نضير از يهود همقسم بودند با خزرج و چون ميان اوس و خزرج جنگ مىشد همقسمهاى يهود هم با آنها كمك مىكردند در كشتار و ويرانى قلعهها و خانهها و آواره كردنِ صاحبانِ آنها، و چون از هر طرف كسى به اسيرى مىرفت همقبيلهها پولى جمع مىكردند براى او فديه مىدادند و او را آزاد مىكردند و عرب آنها را سرزنش مىكرد كه چرا با آنها جنگ مىكنيد و چرا سپس از آنها فداء مىدهيد؟ در پاسخ مىگفتند: جنگ با آنها حرام است و فديه دادن براى آنها بر ما واجب است، ولى به ما برمىخورد كه همقسمهاى ما خوار شوند و خدا آنها را به ترك اطاعت برخى اوامر مذمت كرده است.
«أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ» يعنى فديه دادن براى اسيران و «وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ» يعنى جنگيدن و آواره كردن آنان.
من گويم: از اين خبر روشن شود كه مقصود از كفر در اينجا ترك اجراء فرمان خدا است كه خوددارى از كشتار و آواره كردن آنها است و تعبير از آن به ترك اجراى فرمان نه ارتكاب نهى خداوند سبحان براى اين است كه شامل ترك هر فرمانى شود كه بسا اهم و اعظم باشد يا براى اين است كه مقصود از نهى در هرجا تحصيل ضد منهى عنه است و منظور از نهى از شرب خمر حفظ عقل است و غرض از نهى از زنا حفظ انساب است و منظور از نهى از قتل نفس حفظ نفوس است و همچنان. پايان نقل از مجلسى (ره).
من گويم، اگر كبراى كلى ترك ما امر اللَّه بر اضداد منهى عنه تطبيق شود اين حديث دليل مىشود كه نهى از هر چيزى دلالت دارد بر امر به ضد آن و اين خود يك بحث اصولى است در برابر بحث معروف «امر به شىء مقتضى نهى از ضد است» ولى اصحاب متعرض آن نشدهاند، بلى اگر منظور اين باشد كه غرض و هدف از نهى از چيزى تحصيل ضد آن است چنانچه از ذيل كلام مجلسى برمىآيد نهى دليل بر وجوب تحصيل ضد نمىشود زيرا