ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩٢
آنها بودند چنين بودند. از مجلسى (ره)- شهيد ثانى (قدس اللَّه روحه) در رساله غيبت گويد: يكى از ملحقات غيبت نميمه است و آن نقل سخنى است كه در نكوهش ديگرى گفته است: براى او خواه به زبان باشد يا اشاره يا نوشته و رمز و اگر از گوينده نقص و عيبى هم در ضمنِ آن باشد غيبت هم محسوب شود و دو گناه دارد و خودِ سخن چينى يكى از گناهانِ كبيره است، خدا تعالى فرموده (١١ سوره قلم): «عيب جوى و سخن چين است» سپس بعد از آن فرموده است (١٢ سوره قلم): «عتل است پس از اين و زنيم است» برخى علماء گفتهاند:
اين آيه دلالت دارد كه هر كه راز نگهدار نيست و سخن چين است، ولدِ زنا است زيرا زنيم به خود بسته است.
و خدا تعالى فرموده است (١ سوره هُمَزه): «واى بر سخن چين و بدگو» گفتهاند هُمَزه همان نمّام و سخن چين است.
تا آنكه گويد: پيغمبر (ص) فرموده است: سخن چين به بهشت در نيايد، و بعد از نقل اخبارِ ديگرى گويد شهيد ثانى (رفع اللَّه درجته) اخبار بسيارى از طريق عامه و خاصه نقل كرده و سپس گفته است: بدان كه نميمه و سخن چينى بيشتر در نقل كلام براى مذمت شده به كار رفته است چنانچه به او گويد: فلان كس در باره تو چنين و چنان مىگفت، ولى اختصاص به همان گفتنى ندارد بلكه اعم در آن است چنانچه در باب غيبت گذشت و تفسير كاملش اين است كه: سخن چينى و نميمه كشف آن رازى است كه بد است كشفِ آن، خواه آنكه بد بودنش از نظر كسى باشد كه از او نقل شود و يا از نظر كسى كه براى او نقل شود يا از نظر شخص ثالث خواه آن كشف به گفتار باشد يا نوشته يا رمز يا اشاره و خواه اينكه آنچه نقل شود از كردار باشد يا گفتار و عيب و نقص باشد يا نباشد زيرا حقيقتِ نمامى، كشف نهان و هتك