ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦٤
زشتتر است ولى حكم به حرمتِ آن با وجود اخبارِ اين باب مشكل است و در صورتى كه ذات فعل حرام نباشد و قصد آن هم مورد عفو باشد حكم به حرمت مجموع وجهى ندارد. از مجلسى (ره)- بوى خوش قصدِ كار خير و بوى بد قصدِ كار بد معنوى باشد و فرشتهها آن را دريابند.
«لصاحب الشمال»
يعنى تو از او دور شو كه با او كارى ندارى، يا منظور اين است كه تو نبايد چيزى بنويسى چنانچه در بعضى نسخهها به جاى قم، قف آمده، يعنى دست باز دار يا اشار به اين است كه مؤمن تا قصد گناه نكند به هر نفسى برايش حسنهاى نويسند. از مجلسى (ره)- و المراد
«بمن كن فيه»
اين است كه مؤمن مستحق اين خصال باشد زيرا اين خصال در جز مؤمن نباشند چنانچه دانستى و بدان كه هلاكت در قولش «يهلك» به معنى زيان و استحقاقِ عقاب و در كلمه «هالك» به معنى گمراهى و شقاوت طبعى است.
و قوله «فان اللَّه عز و جل ... الخ» از كلام رسول خدا است و ممكن است دنباله سخن فرشته باشد.
اين ذكر استغفارى كه بيان كرده است فرد افضل است نه اينكه براى انحصار بدان ذكر شده باشد. از مجلسى (ره)- مفسران در تعبير توبه نصوح چند وجه گفتهاند:
١- توبه اندرز بخش كه مردم را بمانندِ خود تشويق كند چون آثار خوبش در توبه كارها آشكار شده.
٢- توبه خالص و پاك براى رضاى خدا كه به منظور خدا از گناه پشيمان شده باشد نه از ترسِ دوزخ و يا طمع در بهشت. و محقق طوسى گفته است: پشيمانى از گناه به خاطر ترس از دوزخ توبه نيست.