ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٨٥
و مقصود از يقينِ ايمان اين است كه همراه شك و نفاق نباشد.
در نهايه گفته است: جب، به معنى قطع است و از اين باب است حديث در اينكه:
«الاسلام يجب ما قبله»
- اسلام دوران پيش از خود را مىبرد و توبه هم آنچه پيش از آن است مىبُرد يعنى قطع مىكنند و محو مىكنند آنچه پيش از آنها بوده است از كفر و گناه و نافرمانى، پس اسلامِ واقعى هر چه كه پيش از آن بوده است در دوران كفر راجع به حق خدا و حق بشر از ميان مىبرد جز آنچه به دليل خارج شده چون مال مسلمانى كه در دست او موجود است (و بايد آن را به صاحبش رد كند). از فيروزآبادى كه گفته: ضنائن اللَّه، جمعى خواص خلق خدايند. از جزرى در نهايه كه در حديث آمده:
«ان للَّه ضنائن من خلقه»
ضنائن به معنى خصائص است. از مجلسى (ره)-
«رفع عن امتى»
شايد مقصود رفع مؤاخذه است و عقاب و محتمل است كه مقصود در برخى رفع اصلِ آن باشد (چون تكليفِ ما لا يطاق) يا تأثير آن يا حكم آن و شايد خصوصيت امت او در برخى منظور نيست و مقصود اختصاص مجموع آنها است به اين امت گرچه دفع برخى مشترك ميان همه امم است و خطا مانند اين است كه خواسته شكارى را با تير بزند تير خطاء كرده و به آدمى خورده است و مانند خطاء فتوى بده و طبيب و مقصود در اينجا همان رفع گناه به واسطه فراموشى منافات با وجوب اعاده ندارد در وقتى ركن فراموش شود و با وجوب سجده سهو و تدارك در ترك واجبات غير ركنى و گفتهاند رفع اثم در اين دو صورت دلالت دارد بر اينكه موجب گناه هستند ولى از راه تفضل عفو شده است و اكراه اعم از اين است كه در اصول دين باشد يا در فروع دين كه تقيه در آن روا است نه چون قتل نفس كه تقيه ندارد.