ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٠٣
روان است و در آن جاويد باشند و خانههاى خوب داشته باشند در بهشتهاى عدن با رضوان از طرف خدا كه بزرگتر است، اين است آن كاميابى بزرگ».
و راجع به اهلِ وعيد: «خدا به منافقين و منافقاتِ كفار وعده آتش دوزخ داده كه جاويد در آن بمانند همان بسِ آنها است و خدا آنها را لعنت كرده و براى آنها است عذابى برجا». و نيز در همان سوره است كه فرموده است: «و ديگرانى به گناهِ خود اعتراف كردند» طبرسى گفته: يعنى از اهل مدينه و يا عربهاى ديگر به گناه خود اعتراف كردند و راجع به منافقان نيست.
«لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً» يعنى عاجزند از هجرت به مدينه چون خرجى و وسيله ندارند و چارهاى هم ندارند و راه نجاتى از شهر مكه ندارند اينانند كه بسا باشد خدا از آنها درگذرد چون در ترك هجرت معذورند، اين تفسيرِ مفسران است ولى بنا بر تأويل امام يعنى تواناى فهميدن و پذيرش از روى دليل براى كفر و ايمان ندارند چون ابله و كمخردند و اين از بطون آيه است و ممكن است ظاهرِ آيه هم شامل آن باشد و در مكه كسانى از اين قبيل وجود داشتهاند.
امّا اعراف، در سابق تفسير شد و برخى مفسران آن را به باروئى ميان بهشت و دوزخ تفسير كردهاند كه در قول خدا بيان شده (١٣ سوره حديد):
«ميان آنها باروئى زده است كه درى دارد» و اعتراض شده كه چه نيازى است به بارو بهشت بالاتر از آسمانِ هفتم است و دوزخ در اسفل السافلين است و جواب گفتهاند دورى مسافت منافاتِ با بارو ندارد و اين بارو پائين و بالا دارد و بر بالاى آن مردانى باشند كه هر كس را از رخساره بشناسند و خدايشان بر آن جاى بلند نشانده تا شرافتِ آنها را عيان سازد و تا از آنجا بر مردم مشرف باشند و بر احوال خلايق مطلع گردند و آنان چنانچه در دنيا گواه بر اهل ايمان و اهل كفرند و بر اهل طاعت و اهل معصيت همين طور در آنجا بر آنها گواهند و خدا آنها را به اعلا درجات بهشت منتقل سازد و در پائينِ اعراف