ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٠٢
بيشتر با مؤمن معارضه كند، يا شيطان انسى. از مجلسى (ره)-
«المؤمن مكفر»
به صيغه اسم مفعول باب تفعيل، يعنى مردم به او ناسپاسى كنند و از احسانِ او قدردانى نكنند به قرينه دنباله خبر، و فيروزآبادى گفته است مكفر يعنى كسى كه با احسان وى كفران نعمتش شده است و آنكه در بند آهنين است.
و ظاهراً مقصود اين است كه مؤمن وسيله بقاى جهان و نزول رحمت و باران است و حق به همه مردم دارد و مردم آن اندازه كه بايد نه او را مىشناسند و نه پى به احسانِ وى مىبرند و نه از او قدرشناسى مىكنند ولى احسان كافر، دنيوى و محسوس است و فهميده مىشود و از او قدردانى مىشود.
و ممكن است مقصود اين باشد كه: مؤمن در احسان خود خدا را رعايت مىكند و به مواردى منطبق مىكند كه اظهار قدردانى از او نمىشود ولى كافر در احسان خود عوض را منظور مىدارد و به اشخاصى و مواردى احسان مىكند كه عوض داشته باشد و از او قدردانى شود.
و جزرى گفته است: «المؤمن مكفر» يعنى كفاره گناهان مؤمن در جان و مال او واقع مىشود و زيان مالى و جانى مىكشد تا گناهانش جبران گردد، ولى مجلسى (ره) گفته: اين معنى در اين اخبار مورد احتمال نيست فتدبر. ربيعه و مضر، دو ايل بزرگ عربند كه ضرب المثل كثرتند و اولاد نزار بن معد بن عدنانند و مضر جدّ هفدهم پيغمبر است (ص). از مجلسى (ره)- در اين احاديثى كه از طريق عامه و خاصه رسيده، دلالت روشنى است بر اينكه انبياء و اوصياء هم در بيمارىهاى تنى و بلاهاى جسمى چون ديگرانند و بلكه از ديگران گرفتارترند براى آنكه اجر بيشترى ببرند و اين ضررى به مقام آنها ندارد بلكه مقام آنها را ثابتتر كند،