ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٩٦
روايت كردهاند. از مجلسى (ره)-
«يخالفون بين جباههم و ركبهم»
يعنى پيشانى خود را دنبال سر زانوهاشان بر زمين مىنهادند و يكى را دنبال ديگر مىآوردند و اين نزديك به همان نوبت به نوبت است، و گفته شده: يعنى ميان نشستن و سجده كردن آنان تفاوت بوده و سجده آنها درازتر از نشستن بوده. از مجلسى (ره)- در نهج البلاغه از امير المؤمنين چنين روايت شده كه فرمود: براى من در دوران گذشته يك برادر دينى بود، ابن ابى الحديد گفته: مردم در آنكه مقصود از اين گفتار چيست اختلاف دارند و برادرى كه بدان اشاره شده كسانى را پندارند:
١- گفتهاند منظور رسول خدا (ص) است ولى با تعبير ضعيفاً مستضعفاً نارسا است زيرا مقام رسالت را بدين گونه نستايند گرچه در مقام تأويل آن برآيند و گويند مقصود نرمش سخن و گشايش اخلاق او است ولى باز هم اين تعبير او را نسزد.
٢- گفتهاند منظور ابو ذر غفارى است، و گروهى جمله (شير جهنده) را در باره او مستبعد شمارند چون ابو ذر به شجاعت معروف نيست.
٣- گفتهاند منظور مقداد بن عمرو، معروف به مقداد بن اسود است كه از شيعيان على (ع) و دلاورانِ به نام بوده است.
٤- برخى گفتهاند اين سخن بر پايه مثل ادا شده كه شيوه معروفى است نزد ارباب ادب در شعر و نثر و اين بهترين وجه است نزد من ولى توصيف از اين برادر كه شيرى است جهنده نبايد منحصر به شجاعت در نبرد باشد بلكه مقصود شجاعت اخلاقى است در درگاه الهى و استقامت در برابر باطل كه ابو ذر در آن دادِ مردى داده و يك تنه در حكومت معاويه در شام و نيروى خلافت عثمان مردانه ايستاده است، او است كه طبل رسوائى بنى اميه را كوفت و بر خلافت عثمان برآشفت و شورش اسلامى را بر عليه حكومت