ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١٩
از مجلسى (ره)- «وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ» گفته باء، براى عوض است يعنى هر كه كفر ورزد به جاى ايمانى كه داشته، يا به معنى مصاحبه است يعنى هر كه كفر ورزد به همراه ايمان و بنا بر اين مقصود اين است كه در دل كافر باشد و در ظاهر مؤمن يعنى منافق باشد.
بيضاوى گفته است: مقصود از ايمان مقررات اسلام است و معنى اين است كه هر كه منكر شود و سر پيچد از مقررات ايمان. طبرسى (ره) گفته است يعنى هر كس انكار كند آنچه را خدا فرمان داده است به تصديق و اقرار بدان از توحيد و عدل و نبوت محققاً ساقط گردد عملى را كه كرده است و پنداشته است براى خدا است و او در آخرت از زيانكاران است يعنى هلاكشدهها. «ترك العمل الذي اقرَّ به» پس مقصود از كفر در اينجا ارتكاب هر كبيرهاى است يا خصوص آن كبيرهاى كه اشاره دارد به خوار شمردن دين چنانچه از مثل زدن به ترك نماز بدون عذر بر مىآيد و بسا كه حمل شده است بر انكار و استخفاف و بنا بر اين موافق با اصطلاح مشهور در معنى كفر است و برخى گفتهاند كفر در اينجا به ترك عمل تفسير شده است كه كفر مخالفت باشد و ايمان به اقرار به وجوب عمل تفسير شده است و مثالى براى آن آورده است. از مجلسى (ره)-
«ما عهدى بك تخاصم الناس»
يعنى من تو را از كسانى نمىدانستم كه با مردم درافتى و بحث و مناقشه كنى و در اين مسائل انديشه كنى كه ميان متكلمين و اهل بحث مطرح است و اين پرسش تو اشعار دارد كه وارد اين مرحله شدى و شايد «ما» به معنى استفهام باشد مقصود اين باشد كه مگر من با تو سفارش نكردم كه با مردم وارد بحث و ستيزه مشو. از مجلسى (ره)-
«يدخل النار مؤمن»
مقصود از مؤمن در اينجا امامى بر كنار از كبيره و بىاصرار بر صغيره است يعنى شيعه عادل امامى و مقصود از كافر كسى است كه برخى عقائدش نادرست است از توحيد