ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٤٠
از مجلسى (ره)-
«كاد الفقر ان يكون كفراً»
اين عبارت چند وجه دارد:
١- آنچه به خاطر رسيد كه مقصود از آن فقر و نيازمندى به مردم است و اين همان فقر مذموم است زيرا سؤال از خلق و بىتوجهى به خالق و آنكه ضامن روزى است براى طلب روزى و حوائج ديگر نوعى است از كفر و شرك زيرا اعتماد به خدا سبحانه ندارد و نه به ضمانت او و پندارد كه خلق عاجز بر انجام حاجت او بىتقدير و تسبيب خداوند توانا است و گاهى كفر باشد و گاهى شرك.
٢- مقصود فقر بىصبر است كه از آن پناه بايد جست و فقر ممدوح، فقر با صبر است. غزالى گفته: سببش آن است كه چون سختى حال خود و خاندانش را بيند و نعمت فراوان ظالمان و فاسقان را بسا كه نسبت بىعدالتى بخدا دهد.
٣- راوندى در كتاب شرح الشهاب گفته: مقصود اين است كه فقير بر اثر سختىِ حالِ خود و عيالش در معرض اين است كه به دزدى و خيانت و غصب افتد و بسا راه ببرد و مسلمان را بكشد و به خدمت ظلمه درآيد و از غضب و ظلم نان بخورد و اين اعمال بر اساس بىايمانى و كفر انجام شود.
«كاد الحسد ان يغلب القدر»
چند وجه دارد:
١- راوندى گفته: مقصود اين است كه حسد باعث سلب نعمت محسود شود و بسا بر مقدرات او غلبه كند زيرا بسا كه حسود به كشتار محسود و يا اتلاف مال و بر هم زدن زندگى او اقدام نمايد و گويا در مقام چيرهگى بر مقدرات است.
٢- يعنى حسد مايه افزايش نعمت محسود مىشود و بر مقدر او غلبه مىكند.
٣- حسد مايه زوال نعمت خود حسود شود و بر مقدر او تأثير كند.