ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٢٦
دانسته است. از اين آيات راجع به شكر نعمت استفاده شود كه كفران و ناسپاسى نعمتِ خدا سه اثرِ بد دارد:
١- موجب زوال و فناى نعمت مىشود.
٢- موجب عذابِ سخت و دردناك است.
٣- موجب اين است كه خدا از بنده ناسپاس صرف نظر مىكند و او را به حال خود مىگذارد. از مجلسى (ره)- «وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ» در اخذ مضمون اين ميثاق چند وجه گفته شده:
١- پيمان بر اينكه براى دشوارىِ پيشآمدها خودكشى نكنند و چون رياضت كشان هندى براى خلاصى از عالم فساد و رسيدن به عالم نور (به عقيده خود) خودكشى نكنند.
٢- كارى نكنند كه سبب كشتن آنها گردد و يا سبب تبعيدِ آنان از خانمانشان باشد.
٣- همديگر را نكشند و يك ديگر را از وطن بيرون نكنند (اين خود يك نوع خودكشى اجتماعى است).
٤- كارى نكنند كه از زندگى و سعادت ابديه محروم گردند و از بهشت كه وطنِ دائمى است رانده شوند (اين خودكشى و آوارگى جان است).
«تَظاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ» نكوهش گرديدند بر كمك به گناه و ستم و اين دلالت دارد بر اينكه اعانت بر گناه و ستم چون خودِ ستم حرام است، در اينجا اعتراض نشود كه خدا به ظالم قدرت داده تا ظلم كند زيرا چنانچه خدا به او قدرت داده او را از ستم هم منع و زجر كرده به خلاف اعانتكننده بر ستم كه او را بدان تشويق مىنمايد.
«وَ إِنْ يَأْتُوكُمْ أُسارى تُفادُوهُمْ» مفسران گفتهاند: قريظه، تيرهاى از