ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩٤
براى ديگرى حكايت مكن تا خود هم چون او نمّام و غيبت كن گردى. از مجلسى (ره)- «وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ»- بيضاوى گفته: يعنى چيزى كه مايه امن يا خوف باشد آن را فاش مىكنند، برخى از مسلمانان سست نهاد را شيوه آن بود كه چون خبرى از قشونهاى اعزامى پيغمبر به آنها مىرسيد يا پيغمبر به آنها از وحى الهى خبرى راجع به پيروزى يا شكست مىداد آن را فاش مىكردند و اين خود باعثِ ناراحتى و مفسده بود تا آنكه مىگويد: به هر حال اين آيه دلالت دارد بر مذمت فاش كردنِ هر چه فاش كردنِ آن موجبِ مفسده باشد و غرض از حديث بر حذر داشتن از فاش كردن اسرارِ ائمه (ع) است نزد مخالفين تا مبادا وسيله زيانى براى ائمه يا مؤمنين گردد، و ممكن است در حكمِ آن باشد فاش كردنِ بعضى از مشكلات علوم براى مردمى كه عقلشان بدان نمىرسد. از مجلسى (ره)- دلالت دارد كه فاش كن و منكر در بىايمانى و برائتِ امام از آنها شريكند بلكه ضرر فاش كردن اسرار از ضررِ انكار بيشتر است زيرا ضررِ انكار به خودِ منكر مىرسد ولى ضرر فاش كردنِ اسرار شاملِ امام و سائرِ مؤمنان مىشود. از مجلسى (ره)- شايد اين خطاب به معلى براى اين بوده است كه تحمل او براى اسرار ائمه كم بوده و همين سببِ قتلِ او شده، كشى به سند خود از مفضل نقل كرده است كه روزِ كشته شدن معلى نزد امام صادق (ع) رفتم و گفتم: يا ابن رسول اللَّه مىبينى در اين روز چه مصيبت بزرگى به شيعه رسيده؟ گويد: فرمود: آن چيست؟ گفتم: كشتهشدنِ معلى بن خنيس. فرمود: خدا معلى را رحمت كند من اين انتظار را در باره او داشتم، راستش اين است كه او رازِ ما را فاش كرد، آنكه با ما نبرد كند به ما بيشتر تحميل نكند از آنكه سرِّ ما را فاش كند، هر كه نزدِ نااهل رازِ ما را فاش كند از دنيا نرود تا تيزى سلاح را بيند يا بيچاره بميرد.