ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٢٩ - باب عجب و خود بينى
كارِ خيرى مىكند و شبه عُجب و خودبينى او را مىگيرد.
فرمود: حال نخستِ او كه حال خوف است بهتر است از حال عُجب او.
٨- از امام صادق (ع) كه رسول خدا (ص) فرمود:
در اين ميان كه موسى (ع) نشسته بود، ناگاه شيطان آمد و كلاه چند رنگى بر سر داشت و چون نزديك موسى (ع) رسيد، كلاه خود را از سر برداشت و نزد موسى آمد و به آن حضرت سلام داد، موسى گفت: تو كيستى؟ در پاسخ گفت: من ابليسم گفت: توئى، خدا تو را به كسى نزديك نسازاد، گفت: من آمدم به شما سلام كنم براى مقامى كه نزد خدا دارى، فرمود كه: موسى به او گفت: اين كلاه چيست؟ گفت: با آن دل مردم را مىربايم، موسى به او گفت:
به من خبر ده از گناهى كه چون آدمىزاده كند، تو بر او مسلّط مىشوى، پاسخ داد: هر گاه خود بين شود و كار خود را فزون شمارد و گناهش در چشم او كوچك جلوه كند و فرمود:
خدا عز و جل به داود (ع) فرمود: اى داود! گنهكاران را مژده بده، و صدّيقان را بيم بده، عرض كرد: چگونه به گنهكاران، مژده بدهم و به صدّيقان بيم بدهم؟ فرمود: اى داود! به گنهكاران مژده بده كه من توبه پذيرم و از گناه درگذرم و به صدّيقان بيم بده كه مبادا به كردارِ خود عُجب كنند و خود بين شوند، زيرا هيچ بندهاى را من پاى حساب نكشم جز آنكه هلاك باشد.