ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٢٣
و خدا با روحِ خود آنها را تأييد كرده است» بيضاوى گفته: يعنى آنانند كه با دشمنان خدا و رسول دوستى نكردهاند، و توجيهِ آن به چند وجه است:
١- اؤلئك، اشاره به همان رسل باشد كه در «و رسلي» است، اگر چه از نظر لفظ بعيد است ولى از نظر معنا بعيد نيست و اين منافات ندارد با آنچه گذشت كه مقصود از آن روحى است كه در همه مؤمنان است و هنگام گناه از آنها جدا مىشود زيرا آنان اكملِ مؤمنانند، و اين روح به حدّ كمال در آنها است و در ديگران صنف ناتوان آن است و اين جز روح القدس است كه خاص آنها است.
٢- اشاره به مؤمنان باشد، و آيه را در اينجا آورده براى اثبات اين روح در انبياء از جهت اينكه اكمل مؤمنانند. از مجلسى (ره)- صدر آيه اول اين است: «ايا كسانى كه گرويديد! انفاق كنيد از پاكيزههاى آنچه به دست آوريد (يعنى از حلالش يا از خوبش) و از آنچه ما از زمين براى شما برآورديم» يعنى از پاكيزه محصولى كه از براى شما برآورديم از حبوب و خرما و معادن- مضاف چون پيش ذكر شده حذف شده- و قصدِ بد نكنيد، يعنى قصد جنس پست از مال را نكنيد يا در خصوص محصول زمين كه خوب و بدش تفاوت بسيار دارد و بد را انفاق نكنيد.
از ابن عباس روايت شده كه پوسيدههاى خرما و بدِ آن را به صدقه مىدادند و از آن غدقن شدند و وجه تشبيه به مورد آيه چند تا است:
١- آنچه به خاطر من رسيده و آن اين است كه كردارهاى نيك انفاقى است از نفس و چون روحِ ايمان برود به خاطرِ كردارِ بدِ آنها هم بد مىشوند و مقصود اين است كه خود را با ترك گناهان پاكيزه كنيد تا روح بدان برگردد و سپس به كارِ نيكش بداريد تا از شما پذيرفته شود كه خدا فرمايد: «إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ» و اين از بطون آيه است و با ظاهرش