ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٤٤
حمزه را ببينم و زيست تا مسيلمه كذّاب را كشت. ظاهر اخبار اين باب اين است كه مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ اشخاص معينى بودند از مشركان كه به واسطه پيشينه ناهنجار از صلاحيت قطعى پذيرش توبه و يا توفيق براى ايمانِ كامل محروم شده بودند و از نظر قانون نمىتوان در باره آنها حكم قطعى نمود و سرانجام آنها با خدا است و شايد منظور از اينكه سرانجام آنها با خدا است اين باشد كه وضع دوران پس از توبه آنها تا هنگامِ مرگ در تشخيص سرانجام آنها دخالت دارد كه عبارت از ندامت و پشيمانى پيوسته و تكرار توبه و زارى به درگاهِ خدا و رياضت و عبادت براى تلافى اين بدكردارى باشد و اين وضع درونى و برونىِ آنها را جز خداوند متعال كسى نمىداند. از مجلسى (ره)- اين حديث دنباله حديث دوم باب گذشته است و ذكرش در اينجا اشعار دارد كه مصنف اين صنف را هم از اهل اعراف دانسته و اين اقسام نزد او درهم هستند. از مجلسى (ره)- دانستى كه قدريه بر جبرى مذهب و تفويضى هر دو اطلاق شده و گويا مقصود در اينجا دومى باشد، على بن ابراهيم در تفسيرِ خود گفته است: قدريه، همان معتزلهاند و از قرآن ردّ بسيارى بر عقيده آنها است زيرا معتزله گويند ما خود آفريننده كارهاى خوديم و خدا را در آن دستى و خواستى نيست و آنچه ابليس خواسته مىباشد و آنچه خدا خواسته نمىباشد، انتهى. و مقصود از مرجئه، فرقهاى باشند كه گويند: ايمان همان صرف عقيده است و عمل هيچ دخلى در آن ندارد، با وجود ايمان هيچ گناهى ضرر ندارد و با وجود كفر هيچ طاعتى سود نبخشد و در ايمان ميان مردم تفاوتى نيست.
و در ضمن كلامى از اصحاب ملل و نحل نقل كرده است كه: مرجئه، آنهايند كه على (ع) را به مرتبه چهارم تأخير اندازند و به اين تفسير با شيعه