ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٩٧ - باب وسوسه و حديث نفس
داده است هلاك شده باشد (يعنى همين هراس از هلاكت براى اين خاطره نابجا دليل بر ايمان است و عين ايمان است).
٤- از على بن مهزيار، گويد: مردى به ابى جعفر (ع) نوشت و از آنچه به خاطرش درآيد شكايت كرد، امام در ضمن سخنش به او پاسخ داد: راستى خدا اگر خواهد تو را ثابت قدم سازد، شيطان را به خود راه مده، مردمى هم به پيغمبر (ص) شكايت بردند كه خاطرههائى در دل آنها افتد كه اگر باد آنها را سر به گم ببرد و يا تيكه تيكه شوند دوستتر دارند از اينكه آنها را به زبان آرند، رسول خدا (ص) فرمود: اين را دريافت مىكنيد؟ گفتند: آرى، در پاسخ فرمود: سوگند بدان كه جانم به دست او است، راستى كه اين صريح ايمان است و چون به شما رخ داد بگوئيد:
آمنّا باللَّه و رسول و لا حول و لا قوّة الا باللَّه
. ٥- از امام باقر (ع) كه مردى نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت:
يا رسول اللَّه! من منافق شدم، فرمود: به خدا منافق نشدى و اگر منافق شده بودى، نزد من نمىآمدى به من اعلام كنى، چه باعث شكّت شده؟ به گمانم كه آن دشمن حاضر در خاطر نزد تو آمده است و به تو گفته كى تو را آفريده؟ و تو به او گفتى: خدا مرا آفريده پس به تو گفته: كى خدا را آفريده؟ گفت: آرى بدان كه تو را به راستى فرستاده چنين شده است، فرمود: شيطان از طرف خلاف در كردار به شما حمله كند و بر شما توانا نگردد و چيره نشود